حكيم ابوالقاسم فردوسى

1090

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

به زير اندرون بارهء گام زن * ز بالاى او خيره شد انجمن خروش آمد و ناله كرّ ناى * هم از پشت پيلان جرنگ دراى تبيره زنان پيش بردند سنج * زمين آمد از سم ّ اسبان برنج شهنشاه با خود و گبر و سنان * چپ و راست گردان و پيچان عنان فرستادگان خواندند آفرين * يكايك نهادند سر بر زمين بايوان شد از دشت شاه جهان * يكايك برفتند با او مهان [ پاسخ نامهء خاقان چين از نوشين روان ] بفرمود تا پيش او شد دبير * ابا موبد موبدان اردشير بقرطاس برنامهء خسروى * نويسنده بنوشت بر پهلوى قلم چون دو رخ را بعنبر بشست * سر نامه كرد آفرين از نخست بران دادگر كو سپهر آفريد * بلندى و تندى و مهر آفريد همه بنده‌گانيم و او پادشاست * خرد بر توانايى او گواست نفس جز بفرمان او نشمرد * پى مور بىاو زمين نسپرد از و خواستم تا مگر آفرين * رساند ز ما سوى خاقان چين نخست آنك گفتى ز هيتاليان * كزان گونه بستند بد را ميان ببيداد بر خيره خون ريختند * بدام نهاده خود آويختند اگر بد كنش زور دارد چو شير * نبايد كه باشد بيزدان دلير چو ايشان گرفتند راه پلنگ * تو پيروز گشتى بر ايشان بجنگ و ديگر كه گفتى ز گنج و سپاه * ز نيروى فغفور و تخت و كلاه كسى كز بزرگى زند داستان * نباشد خردمند همداستان تو تخت بزرگى نديدى نه تاج * شگفت آمدت لشكر و مرز چاج چنين با كسى گفت بايد كه گنج * نبيند نه لشكر نه رزم و نه رنج بزرگان گيتى مرا ديده‌اند * كسان كم نديدند بشنيده‌اند كه درياى چين را ندارم به آب * شود كوه از آرام من در شتاب سراسر زمين زير گنج منست * كجا آب و خاكست رنج منست سه ديگر كجا دوستى خواستى * بپيوند ما دل بياراستى همى بزم جويى مرا نيست رزم * نه خرّد كسى رزم هرگز ببزم و ديگر كه با نامبردار مرد * نجويد خردمند هرگز نبرد بويژه كه خو كرده باشد بجنگ * گهء رزم جستن نجويد درنگ بسى ديده باشد گهء كارزار * نخواهد گه رزم آموزگار دل خويش بايد كه در جنگ سخت * چنان رام دارد كه با تاج و تخت ترا يار بادا جهان آفرين * بماناد روشن كلاه و نگين نهادند برنامه بر مهر شاه * بياراست آن خسروى تاج و گاه برسم كيان خلعت آراستند * فرستاده را پيش او خواستند ز پيغام هر چش بدل بود نيز * بگفتار بر نامه بفزود نيز به خوبى برفتند ز ايوان شاه * ستايش كنان برگرفتند راه رسيدند پس پيش خاقان چين * سراسر زبانها پر از آفرين جهان ديده خاقان بپردخت جاى * بيامد بر تخت او رهنماى