حكيم ابوالقاسم فردوسى
1042
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
بدين ارز تو نزد من بيش گشت * دلم سوى انديشه خويش گشت كه ما در صف كار ننگ و نبرد * چگونه بر آريم ز آورد گرد چنين داد پاسخ بپرمايه شاه * كه چون تو نبيند نگين و كلاه چو دست و عنان تو اى شهريار * بايوان نديدست پيكر نگار بكام تو گردد سپهر بلند * دلت شاد بادا تنت بىگزند بموبد چنين گفت نوشين روان * كه با داد ما پير گردد جوان بگيتى نبايد كه از شهريار * بماند جز از راستى يادگار چرا بايد اين گنج و اين روز رنج * روان بستن اندر سراى سپنج چو ايدر نخواهى همى آرميد * ببايد چريد و ببايد چميد پر انديشه بودم ز كار جهان * سخن را همى داشتم در نهان كه تا تاج شاهى مرا دشمنست * همه گرد بر گرد آهرمنست بدل گفتم آرم ز هر سو سپاه * بخواهم ز هر كشورى رزمخواه نگردد سپاه انجمن جز بگنج * ببى مردى آيد هم از گنج رنج اگر بد بدرويش خواهد رسيد * ازين آرزو دل ببايد بريد همى راندم با دل خويش راز * چو انديشه پيش خرد شد فراز سوى پهلوانان و سوى ردان * هم از پند بيدار دل بخردان نبشتم بهر كشورى نامهاى * بهر نامدارى و خودكامهاى كه هر كس كه داريد هوش و خرد * همى كهترى را پسر پرورد بميدان فرستيد با ساز جنگ * بجويند نزديك ما نام و ننگ نبايد كه اندر فراز و نشيب * ندانند چنگ و عنان و ركيب بگرز و بشمشير و تير و كمان * بدانند پيچيد با بد گمان جوان بىهنر سخت ناخوش بود * اگر چند فرزند آرش بود عرض شد ز در سوى هر كشورى * درم برد نزديك هر مهترى چهل روز بودى درم را درنگ * برفتند از شهر با ساز جنگ ز ديوان چو دينار برداشتند * بدان خرمى روز بگذاشتند كنون لا جرم روى گيتى بمرد * بياراستم تا كى آيد نبرد مرا ساز و لشكر ز شاهان پيش * فزونست و هم دولت و راى بيش سخنها چو بشنيد موبد ز شاه * بسى آفرين خواند بر تاج و گاه [ در داد و فرهنگ نوشين روان ] چو خورشيد بنمود تابنده چهر * در باغ بگشاد گردان سپهر پديد آمد آن تودهء شنبليد * دو زلف شب تيره شد ناپديد نشست از بر تخت نوشين روان * خجسته دلافروز شاه جوان جهانى بدرگاه بنهاد روى * هر آن كس كه بد بر زمين راه جوى خروشى بر آمد ز درگاه شاه * كه هر كس كه جويد سوى داد راه بيايد بدرگاه نوشين روان * لب شاه خندان و دولت جوان بآواز گفت آن زمان شهريار * كه جز پاك يزدان مجوييد يار كه دارنده اويست و هم رهنماى * همو دست گيرد بهر دو سراى مترسيد هرگز ز تخت و كلاه * گشادست بر هر كس اين بارگاه