الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
84
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
بستگانش را ، بى چون و چرا خواهم كشت . « 1 » و نزديكتر را به گناه دور تر موأخذه خواهم كرد تا سخنم را بشنويد و ميان شما هيچ مخالف و نافرمانى وجود نداشته باشد ! من پسر زياد هستم و از ميان همهء كسانى كه بر زمين گام نهادهاند تنها به او شبيه هستم ! و شباهت به دايى ، يا عمو ، نتوانستهاند ، بر شباهت او پيشى بگيرند . » سپس با تنى چند از بزرگان و خدم و حشم رهسپار كوفه شد . عبيداللَّه در حالى كه چهرهاش را با عمامهاى سياه پوشانيده بود ، به كوفه درآمد . مردم كه چشم به راه آمدن امام حسين عليه السلام بودند ، با ورود ابنزياد به گمان اين كه امام عليه السلام است ، آغاز به گفتن خيرمقدم كردند و مىگفتند : « اى پسر پيامبر خدا ! خوش آمدى ! خوش آمدى ! » ابنزياد از مژدهدادنهاى مردم و تبريك ورود امام حسين عليه السلام به يكديگر ، بسيار ناراحت و غمگين شد و يكسره به كاخ امارت رفت و دستور داد تا جار بزنند : « الصّلاة جامعة » ( نماز جماعت برپا است ) . چون مردم گرد آمدند ضمن سخنرانى اعلام كرد : « يزيد فرماندارى شهر را به من واگذارده و دستور داده است كه داد ستمديدگان را بگيرم ؛ محرومان را عطا بدهم ؛ به آنان كه حرفشنو و فرمانبردارند نيكى كنم ؛ بر افراد نافرمان و دودل سخت بگيرم ؛ به نيكوكاران اميد نيكى و به بدكاران بيم بدى بدهم . » « 2 » سپس از منبر پايين آمد و مهتران و بزرگان قوم را به شدّت مورد عتاب قرار داد و گفت : « نام غريبهها و سركشان نسبت به اميرمؤمنان كه ميان شما هستند و نيز نام اعضاى فرقهء حروريّه ( خوارج ) و دودلانى را كه قصد تفرقهاندازى دارند همه را بنويسيد . هر كس چنين كند آزاد است ، ولى كسى كه هيچ نامى را ننويسد بايد ضمانت كند كه افراد تحت سرپرستى او با ما به مخالفت نپردازند و يا شورش نكنند هر كس چنين نكند ، از حمايت حكومت بيرون است و خون و مال او بر ما حلال خواهد بود . چنانچه در حوزهء
--> ( 1 ) - اين امر بر خلاف حكم صريح قرآن كريم است . ر . ك : انعام ( 6 ) ، آيهء 164 ؛ اسراء ( 17 ) ، آيهء 15 ؛ فاطر ( 35 ) ، آيهء 18 ؛ زمر ( 39 ) ، آيهء 7 ؛ نجم ( 53 ) ، آيهء 38 . ( 2 ) - الأخبار الطّوال ، 232 ؛ تاريخ طبرى ، 5 / 359 .