الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
74
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
عصايى دو شاخه دادند ، باز همان اعرابى گفت : « به خدا سوگند ! مردم شاخه شاخه شدند ! » « 1 » او در سخنرانى خود ، پس از ستايش و سپاس خداوند از ابنزبير و كار او ياد كرد و گفت : « او به مكّه پناه برده است ولى به خدا سوگند ! ما با وى به پيكار خواهيم پرداخت و حتّى اگر داخل كعبه هم بشود ، به رغم مخالفت مخالفان ، آنجا را به آتش خواهيمكشيد ! » « 2 » بازتاب مرگ معاويه در كوفه شيعيان كوفه پس از آن كه از مرگ معاويه و خوددارى امام حسين عليه السلام از بيعت با يزيد و پناهبردن آن حضرت به مكّه با خبر شدند ، در منزل سليمان بن صُرَد خُزاعى « 3 » گرد آمدند و خدا را به خاطر هلاكت معاويه سپاس گفتند . سليمان گفت : « معاويه هلاكت يافته است و حسين عليه السلام از بيعت با يزيد سر باز زده و به مكّه رفته است . شما كه شيعهء او و پدرش هستيد ، اگر به خود اطمينان داريد كه او را يارى مىكنيد و با دشمنش مىجنگيد ، به او نامه بنويسيد تا نزد شما بيايد ، ولى اگر مىترسيد كه او را واگذاريد و سستى كنيد و بترسيد ، فريبش مدهيد ! » گفتند : « ما با دشمنش مىجنگيم و در دفاع از او خود را به كشتن مىدهيم ! » گفت : « پس برايش نامه بنويسيد . » آنگاه نامهء زير را براى آن حضرت نوشتند : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، به امام حسين بن على عليه السلام ، از سليمان بن صرد و مسيّب بن نَجبَه و رفاعة بن شدّاد و حبيب بن مُظَهَّر « 4 » و ديگر شيعيان مؤمن و مسلمان كوفه . امّا بعد ، ستايش مخصوص خداست كه دشمن ستمگر و سركشتان را در هم شكست ، همان
--> ( 1 ) - أنساب الأشراف ، 4 / 19 ، 23 ؛ عقد الفريد ، 4 / 344 ؛ المسند ، احمد بن حنبل ، 2 / 385 ؛ المطالب العالية ، ابن حجر ، 4 / 333 ؛ البداية و النهاية ، 4 / 311 ؛ تاريخ طبرى ، 4 / 255 . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، 4 / 255 . ( 3 ) - براى اطّلاع از شرح حال وى ، ر . ك : الطّبقات الكبرى ، ابن سعد ، 6 / 25 ؛ تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، 4 / 200 ؛ سيراعلام النبلاء ، 3 / 394 ؛ الإصابه ، ابن حجر ، 3 / 144 . ( 4 ) - طبرى آن را مظاهر ثبت كرده است .