الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
58
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
محمّد صلى الله عليه و آله از صراط بگذرد . پس چشمانشان را مىپوشانند و فاطمه عليها السلام بر مركبى از مركبهاى رهوار بهشت مىآيد و در آن حال هفتادهزار فرشته او را همراهى مىكنند و در جايى بلند از جايگاه رستاخيز مىايستد . سپس از مركب پياده مىشود و مىگويد : « پروردگارا ! اين پيراهن فرزند من است . كه تو مىدانى چه بر سرش آوردهاند . » پس ، از سوى خداى - عزّوجلّ - خطاب مىرسد كه اى فاطمه ! من تو را خشنود مىسازم . مىگويد : « پروردگارا ! از قاتلش انتقام مرا بگير . » خداى متعال به شعلهاى از آتش امر مىفرمايد و آن شعله از دوزخ زبانه مىكشد و چنان كه پرنده دانه برمىچيند قاتلان حسين بن على را بر مىچيند و سپس آنها را با خود به دوزخ باز مىگرداند تا به انواع عذاب شكنجه شوند . سپس حضرت فاطمه عليها السلام بر مركبش سوار مىشود ، تا به بهشت مىرسد . در اين حال فرشتگان و فرزندان و دوستانش از چپ و راست او را همراهى مىكنند . « 1 » ابوحِبره گفته است : هنگام آمدن على عليه السلام به كوفه با وى همراه بودم . حضرت به منبر رفت و پس از حمد و ستايش خداوند ، فرمود : « هنگامى كه تبار پيامبرتان ميان شما فرود آيند ، چگونه رفتار خواهيد كرد ؟ » گفتند : « از آزمون خداوند در بارهء ايشان به خوبى بيرون خواهيم آمد . فرمود : « سوگند بدان كسى كه جانم در دست اوست ، به يقين آنان ميان شما فرود خواهند آمد و شما هم به سوى آنان خواهيد شتافت . » سپس شعر زير را زمزمه كرد : هُمْ أَوْرَدُوهُمْ بِالْغُرُورِ و عَرَّدُوا * أَحَبُّوا نَجاةً لا نَجاةً و لاعُذْرٍ « 2 » آنان با فريب واردشان ساختند و گريختند . نجاتى را دوست داشتند كه نه نجاتى باقى ماند و نهپوزشى . عبداللَّه حضرمى از پدرش كه در جنگ صفّين پيشكار حضرت على عليه السلام بوده ، چنين
--> ( 1 ) - المعجم الكبير ، 3 / 117 ؛ ترتيب الأمالى ، 2 / 82 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 191 . ( 2 ) - همان .