الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
51
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
حسين عليه السلام همان شهيد بىگناهى است كه گويا پيراهنش با آب ارغوان ، رنگ و خضاب شدهاست ! سوگوارى و گريستن بر امام حسين عليه السلام ابن عبّاس گويد : هنگام ولادت حسين بن على عليه السلام قابلهاش يعنى صفيّه دختر عبدالمطّلب ، او را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد . حضرت فرمود : « اى عمّه ! فرزندم را به من ده . » عرض كرد : « پدران و مادران به قربانت ، چطور او را به تو بدهم در حالى كه هنوز او را پاكيزه نساختهايم ؟ » فرمود : « به آن كسى كه جان محمّد صلى الله عليه و آله در دست اوست سوگند ! كه خداى متعال او را از عرش خود پاكيزه ساخته است . » پس دستها را جلو آورد و گرفت و سر را سوى نوزاد برد و شروع به بوسيدن چشمان و گونههايش كرد و زبانش را مىمكيد چنان كه گويى دارد عسل يا شير مىمكد . سپس حضرت براى مدّتى گريست و چون به خود آمد گفت : خدا قاتلان تو را بكشد . صفيّه گويد : گفتم : « محمّد عزيزم ! چه كسانى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را مىكشند . » فرمود : « گروه ستمگر بنىاميه . » « 1 » اسماء دختر عميس گويد : يك سال پس از ولادت امام حسن عليه السلام ، امام حسين عليه السلام به دنيا آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله نزد من آمد و فرمود : « اى اسماء ! پسرم را بياور . » من نوزاد را كه در قنداقهاى سفيد پيچيده بود به ايشان دادم . حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس او را بر دامن نهاد و گريست ! گفتم : « پدر و مادرم فدايت ! چرا مىگريى ؟ » گفت : « بر فرزندم . » گفتم : « او نوزاد است و بايد شادمانى كرد . چرا بر او مىگريى ؟ » فرمود : « اى اسماء ! او را گروه ستمپيشه - كه خدا از شفاعتم محرومشان كند - خواهند كشت . » و افزود : « اى اسماء ! اين خبر را به فاطمه مگو ، زيرا تازه فرزند به دنيا آورده است . » « 2 »
--> ( 1 ) - مناقب امير المؤمنين ( ع ) ، محمّد بن سليمان ، ( متوفاى 320 ق ) ، 2 / 234 . ( 2 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام ، صدوق ، محمد بن على ، 2 / 28 .