الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
49
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
صُبَّتْ عَلَىَّ مَصائِبٌ لَوْ أنَّها * صُبَّتْ عَلَى الأيَّامِ صِرْنَ لَيالياً « 1 » بر آنان كه تربت احمد صلى الله عليه و آله را بوييدهاند ، چه رفته است كه ديگر در دور روزگار هيچ گونه مشكى رانمىبويند ؟ بر من چنان مصيبتى وارد آمد كه اگر بر سر روزها وارد مىآمد شب مىگرديد . همچنين آن حضرت سرودههاى ديگرى در سوگ پدر بزرگوارشان دارند كه ابن عبدربه و ديگران ابياتى از آن نقل كردهاند . « 2 » از ديگر كسانى كه در سوگ پيامبر مرثيه سرودهاند عمّه آن حضرت صفيّه ، پسرعمويش ابوسفيان بن حارث بن عبد المطّلب ، ابوذؤيب هذلى ، ابوالهيثم بن تيهان ، امّرملهء قشيريه و عامر بن طفيل را مىتوان نام برد . پس از آن مرثيهسرايى و سوگنامهخوانى در ميان مسلمانان همهء دورهها و همهء شهرها امرى متداول بوده است و نه تنها آن را زشت نمىشمردهاند ، بلكه نيكو هم مىدانستهاند و به مرثيهسرايى به ديدهء يك امر مستحب مىنگريستهاند . در اين باره شواهد فراوانى وجود دارد . زيد شحّام گويد : با جماعتى از كوفيان نزد امام صادق عليه السلام بوديم كه جعفر بن عفّان وارد شد . حضرت او را به خود نزديك و نزديكتر ساخت و فرمود : « اى جعفر ! به من خبر رسيده است كه تو دربارهء امام حسين عليه السلام شعر مىسرايى و نيكو هم مىسرايى ؟ » عرض كرد : « بله قربانت گردم . » فرمود : « پارهاى بخوان » و او خواند : لِيَبْكِ عَلَى الإسْلامِ مَنْ كانَ باكياً * فَقَدْ ضُيِّعَتْ أَحْكامُهُ و اسْتَحَلَّتْ . . . « 3 » همهء گريه كنندگان بايد بر اسلام بگريند كه احكامش ضايع و حرامش حلال گرديده است . . . چون شعر وى پايان رسيد امام صادق عليه السلام و اطرافيانش به اندازهاى گريستند كه اشك بر چهرههاشان جارى گشت . سپس حضرت فرمود : « اى جعفر ! به خدا سوگند ! كه فرشتگان مقرّب تو را ديدند . بدان كه ايشان در اينجا حاضرند و گفتار تو را در بارهء
--> ( 1 ) - ارشاد السارى ، قسطلانى ، احمد بن محمد ، 3 / 314 . ( 2 ) - عقد الفريد ، ابن عبد ربه ، 3 / 236 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد ، 4 / 94 . ( 3 ) - منتهى المقال ، ابوعلى ، حائرى ، 2 / 254 .