الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
33
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
ايمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ وَأَمَّا الَّذينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفى رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فيهَا خالِدُونَ » « 1 » روزى كه چهرههايى سپيد مىشوند و چهرههايى سياه مىگردند . امّا سياهرويان [ به آنان گويند ] آيا بعد از ايمان كافر شديد . پس به سزاى كفرتان اين عذاب را بچشيد ! و امّا سپيدرويان ، در رحمت خداوند جاويدانند . على بن طلحه از غلامان بنىاميّه مىگويد : معاوية بن ابوسفيان و معاوية بن حُدَيْج ، كه بيش از همه به امير المؤمنين دشنام مىداد ، به اتّفاق حج گزاردند . پسر حديج در مدينه از مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گذر مىكرد . در اين هنگام حضرت امام حسن عليه السلام با تنى چند از يارانش نشسته بود . به ايشان گفتند كه اين شخص معاوية بن حُدَيْجْ است كه بيش از همه به حضرت على عليه السلام دشنام مىدهد . فرمود : « او را نزد من بياوريد . » ابوكبير نزد او رفت و به او گفت : « اطاعت كن ! » گفت : « از چه كسى ؟ » گفت : « از حسن بن على كه تو را به نزد خود فرا مىخواند . » ابنحديج نزد حضرت آمد و سلام كرد . امام حسن عليه السلام فرمود : « تو معاوية بن حُدَيْجى ؟ » گفت : « بله . » حضرت اين سؤال را سه مرتبه تكرار كرد و هر سه بار پسر حُدَيْجْ مىگفت : « بله . » امام فرمود : « آيا تويى كه على را دشنام مىدهى ؟ » او كه گويا شرمگين شده بود پاسخى نداد . امام فرمود : « به خدا سوگند ! اگر بر حوض به وى برسى - با اين كه بعيد مىدانم - مىبينى كه دامن به كمر زده منافقان را چونان شتر مىراند . » آنچه گفتم سخنان پيامبر راستين و صادق ، حضرت محمّد صلى الله عليه و آله ، است . و هر كس بهتان بزند نوميد گرديده است . « 2 » همچنين از خود معاوية بن حديج نقل شده است كه امام حسن عليه السلام به وى فرمود : « معاوية بن حديج ! از دشمنى با ما خاندان بر حذر باش ! زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده
--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيات 106 - 107 ؛ تفسير القمى ، على بن ابراهيم ، 1 / 109 ؛ اللهوف ، سيّد بن طاووس ، 17 ؛ خصال ، صدوق ، محمد بن على ، 2 / 457 - 460 ؛ بحار الانوار ، مجلسى ، محمد باقر ، 8 / 14 ، 37 / 341 . ( 2 ) - كتاب السّنة ، ابن ابى عاصم ، 346 : تاريخ دمشق ، 59 / 27 ؛ المعجم الكبير ، 3 / 94082 ؛ المسند ابويعلى الموصلى ، 12 / 140 ؛ سير اعلام النبلاء ، ذهبى ، محمد بن احمد ، 3 / 38 .