مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
30
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
يعنى : ابن عبّاس گفت : كه خبر داد مرا حضرت خاتم الأنبياء صلى الله عليه و آله وفرمود : بتحقيق كه على از من است و من از اويم ، بعد از آن فرمود مر على را كه : تو وارث منى ، و فرمود كه : بتحقيق كه موسى سؤال نمود از خداى تعالى اين را كه پاك گرداند مسجدى را كه ساكن نشود در او مگر موسى و هارون و فرزندان هارون . و بتحقيق كه من از خدا سؤال نمودم اين را كه پاك گرداند مسجدى را از براى تو و از براى ذرّيهء تو بعد از تو . پس فرستاد نزد ابى بكر كه ببند در خانهء خود را ، پس ابى بكر استرجاع نمود ، يعنى كلمهء « انّا للَّهوإنّا إليه راجعون » را بر زبان جارى ساخت و گفت كه : كرد حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين حكم را به غير من ؟ شخصى گفت : نه ، ابابكر گفت : مىشنوم و اطاعت مىكنم ، پس بست در خانهء خود را . بعد از آن فرستاد به سوى عمر و فرمود كه : ببند در خانهء خود را ، عمر گفت : إنّا للَّه وإنّا إليه راجعون ، به كسى ديگر اين نحو امر شده است ؟ گفتند : به ابىبكر ، گفت عمر كه : هست مرا به ذات ابى بكر اعتقادى نيكو و پسنديده كه از حقّ آن اين است كه به آن اقتدا كنم ، پس بست عمر در خانهء خود را . بعد از آن نقل كرد راوى مردى را كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله سدّ در خانهء او نموده بود ، و سخنى چند گفته بود . بعد از آن گفت راوى : كه بالا رفت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر منبر و گفت : نيستم من كه امر نموده باشم به سدّ درهاى خانههاى شما ، و نه گشوده باشم در خانهء على را از پيش خود ، و ليكن خداى تعالى بسته است درهاى خانههاى شما را از مسجد وگشاده است در خانهء على را . وفي كتاب نهج الايمان تأليف صاحب نخب المناقب : روى أبوزكريا ابن مندة الاصفهانى الحافظ في مسانيد المأمون ، و رفع الحديث إلى ابن عبّاس ، قال :