مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

59

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ ) منّا خاصّة ، و لم يجعل لنا في سهم الصدقة نصيبا ، أكرم الله نبيه و أكرمنا أن يطعمنا أوساخ أيدي الناس « 1 » . محصّل معنا آن كه سليم بن قيس هلالى از حضرت اميرالمؤمنين و يعسوب المتّقين اسد الله الغالب على بن ابى طالب صلوات الله و سلامه عليه نقل نموده ، كه آن حضرت بعد از كلام كثيرى فرمودند : عطا كن به ايشان از اين مال مجموع مال غنيمت حصّة ذى القربى را ، و ايشان آن جماعتى اند كه فرموده است خداى تعالى اگر ايمان آورده ايد به خدا و آنچه نازل كرديم ما بر پيغمبر صلى الله عليه و آله روز تفرقة حق و باطل ، روزى كه ملاقات كردند لشگر مسلمانان و كفّار با هم ، ما و الله خواسته شده ايم به ذوى القربى ، و ما بنى هاشم خواسته شده ايم از جماعتى كه مقارن و نزديك ساخته خداى تعالى ايشان راى به نفس خود و به نفس نبى خود . پس فرموده است خداى تعالى : به درستى كه از خداست خمس غنيمت ، و از رسول خداست و يتامى و مساكين و ابناء سبيلى كه از ما باشند ، يعنى از بنى هاشم باشند خاصّه ، و نگردانيده از براى ما در سهم صدقه نصيبى و حصّه اى . گرامى داشته خداى تعالى نبيش را ، و گرامى داشته ما راى كه طعمه و خورش ما گرداند چركهاى دستهاى مردم راى كه آن صدقه باشد . از اين حديث و امثاله معلوم مىشود كه « لنا » و « أكرمنا » كه ائمّه عليهم السلام فرموده اند به لفظ جمع شامل بنى هاشم است ، و ايشان راى به خود نسبت داده اند . چنانچه بعضى تصريح نموده اند كه در اكثر مواضع كلمة « نحن » و « نا » كه ائمّه فرموده اند شامل غير ائمّه عليهم السلام از بنى هاشم است . و مؤيّد اين قول اين است كه در كتب رجال مثل خلاصة الرجال و غيره مذكور است به اين عبارت كه : إسماعيل بن الفضل بن يعقوب بن الفضل بن عبد الله بن الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبدالمطّلب ، من أصحاب أبيجعفر عليه السلام

--> ( 1 ) تهذيب الأحكام 1 : 126 ح 3 .