مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
30
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
قطرهء باران تو عمان بدل * پيش كف ابر تو دريا خجل هر سخنم عذر سخن گفتن است * طىّ ره عشق تو جان سفتن است مطلبم آن است كه جويا شوم * وز سخن عشق تو گويا شوم ورنه در اين راه سخن ابلهى است * طول سخن در رهت از كوتهى است چون شده زو نسخهء ما ابتدا * ختم نمودين بنام خدا خامه چو اين گوهر معنى نوشت * مهر على در دل و در جان سرشت كلك من اين گوهر معنى چه سفت * اشرف تأليف بتاريخ گفت آن ماه دو هفته دلبر جانى من * آن يار عزيز يوسف ثانى من يك روز نكرد فكر شبهاى غمم * يك بار نگفت پير كنعانى من مرگى است زندگانى در زير بار منّت * كو همّتى كه از خضر آب بقا نخواهد نيست مشكل گذر از وادى پر خار جهان * گر زخود قطع تعلّق كنى آسان گذرى