السيد شبر بن محمد الحويزي المشعشعي
60
الذخيرة في العقبى في مودة ذوي القربى
قال رحمه اللّه فيه ما هذه صورته : سلطان محسن بن سيد محمّد ، بعد از برادر وپدر سلطنت كرده ، كار آن طبقه بالا گرفت ، وولايت جزاير وأكثر نواحي بغداد در تصرّف أو در آمد ، وامراء احشام كرد بختيارى وفيلى در مقام متابعت أو در آمدند ، وچون أو كريم وفضيلت دوست بود ، علماى شيعه كتب ورسائل به نام أو نوشته از أطراف فرستادند . مولانا شمس الدين محمّد استر ابادى كه معاصر مير صدر الدين محمّد شيرازي ، ومولانا جلال الدين محمّد دوانى بود ، چون ديد كه مير حاشيهء جديد خود را به نام سلطان ايلدرم با يزيدى رومى كرد ، وملّا حاشيهء قديم خود را به نام سلطان يعقوب بايندرى نمود ، أو حاشيهء خود را كه متضمّن دفع سخنان ملامت به نام سلطان محسن كرده ، سلطان مبلغى كلّى به رسم هديه جهت مولانا شمس الدين محمّد فرستاد . وأيضا از مآثر كرم أو منقول است : كه روزى يكى از أفاضل سادات فارس كه نديم سلطان بود ، وبه طريق سادات مشعشع جامهء هاشمي آستين فراخى در بر مىنمود ، در مجلس سلطان حاضر بود ، در آن اثنا يكى طبق بزرگ پر از نارنج به رسم تحفه به خدمت سلطان آورد ، سلطان از روى ظرافت آن نارنجها را يكى يكى در آستين جامهء سيد مذكور انداخت ، تا تمام نارنجها در آن گنجيده ، هيئتى عجيب وثقلي غريب سيد را بهم رسيد ، آن گاه سيد را امر فرمود كه برخيزد . چون سيد دانست كه حمل آن نارنجها را نمىتواند نمود ، ومع هذا طمع در أسب وزين مرصّع كه هميشه در برابر ديوان سلطان مهيا بود نموده ، في الفور مثل مشهور را كه « لا يحمل عطاياكم إلّا مطاياكم » بر زبان راند ، وسلطان را آن جواب خوش آمده ، آن أسب را با زين مرصّع به أو بخشيد ، وامر فرمود كه آن