ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
331
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
مولاى خود ابي محمّد عليه السّلام را ديدم كه مىگويد : أحسن اللّه بالخبر عزاكم ، و جبر بالمحبوب رزيّتكم ، پس گفت : از غسل و كفن صاحب شما - يعنى احمد - فارغ شديم ، پس برخيزيد كه او را دفن كنيد ، پس به درستى كه او عزيزترين شماها است به جهت قرب به خداوند در نزد آقاى شما ، پس از چشم ما غايب شد « 1 » . كسى با اين مقام و منزلت به جهت آن جزئى جسارت ، كه آن را هم به جهت نهى از منكر كرده بود ، نهايت آنكه خطا در تشخيص محل كرده ، كه در نهى هر كسى لابد رعايت حال و مقام او را كرد ، و به مناسبت آن مراتب نهى از منكر را اعمال نمود ، امام عليه السّلام با آن همه خدمات چنين او را طرح كرد و توبيخ نمود . پس واى به حال آنها كه خدمتى كرده ، و نه خلاف و خرابى از سيد خود ديده ، بىداعى شرعى و خيال نهى از منكر ، اين همه جسارت و بىادبى به سادات عظام كنند ، كه بايد مترقّب باشند غضب خداوند جبّار ، و خصمى محمّد مختار و آل اطهار او را در آن روز كه لا ينفع مال و لا بنون إلّا من أتى اللّه بقلب سليم ، و شفاعة نبى رحيم ، و امام كريم صلوات اللّه عليهم . و فرغ من تنميق هذه الرسالة الأنيقة العبد المذنب حسين بن محمّد تقى النورى الطبرسى في شهر ربيع الأوّل سنة ( 1308 ) .
--> ( 1 ) كمال الدين شيخ صدوق ص 464 - 465 .