ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

324

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

جناب به نحوى كه قرار داده . و اين در روز يك شنبه است سه‌شب از ذى الحجّه گذشته سنهء دويست و بيست ، و نوشت احمد بن ابى خالد شهادت خود را به خطّ خود ، و گواهى مىدهد حسن بن محمّد بن عبد اللّه بن حسن بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب كه او را جوّانى مىگويند بر مثل شهادت احمد بن ابى خالد كه در صدر كتاب است ، و نوشت شهادت خود را به دست خود ، و شهادت مىدهد نصر خادم ، و نوشت شهادت خود را به دست خود « 1 » . و در اين خبر تصريح شده كه موسى از جانب پدر بزرگوارش مستقلا متولى بود بر جمله از موقوفات آن‌جناب ، كه در حين بلوغ بىمشاركت احدى حتّى برادر بزرگوارش خود متصرّف باشد در آنها ، و توليت اوقاف از جانب امام عليه السّلام از شواهد عدالت و امانت و ديانت و كياست است ، چنان‌چه بر ادنى متشرّعى مخفى نيست ، و از جملهء آن موقوفات ده قريه بود كه وقف كرده بود بر دختران عذب ذرّيهء طاهره . و چگونه شيعه راضى شود كه امام به آن مرتبه و مقام شراب‌خوار را متولّى كند ، و ظالم و فاسق را معين و ناصر و مروّج شود ، و امر ديگران به دست او دهد ، حاشا و كلّا كه احدى چنين احتمالى دهد . و مخفى نماند كه قيم كردن حضرت عبد اللّه را بر اموال نه به جهت عجز حضرت هادى عليه السّلام بود در حفظ آنها العياذ باللّه ، بلكه به جهت تقيه از قضات جور بود كه حضرت هادى عليه السّلام صغير بود ، و در نزد آنها مثل ساير صغار كه قابل حفظ مال نيستند و شرعا محجورند ، پس بايست آنها را حبس كرد تا بالغ شود ،

--> ( 1 ) اصول كافى 1 : 325 ح 3 .