ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

307

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

پس اهل قم به صحبت او ميل كردند ، و او سرور و رئيس ايشان شد ، و مؤيّد الدوله و امير فخر الدوله قدر او بشناختند ، و او را گرامى داشتند ، و بعضى از خراج به دو بخشيدند و مجرى داشتند . پس در سنهء سيصد و هفتاد به حج رفت ، و ملك عضد الدوله و تاج الدوله قدر او را بشناختند ، و او را گرامى داشتند . و چون حجّ خانهء خدا بگذارد به مدينه باز آمد ، بر پسر عمّان خود شفقت نمود و به رحمت افزود ، و ايشان را خلعت و عطا بخشيد ، پس او را شكر بسيار نمودند . پس به جانب قم عزيمت نمود ، و در ماه ربيع الآخر سنهء سيصد و هفتاد و يك به قم رسيد ، مردم قم به قدوم او بشارت نمودند ، و شادى افزودند ، و بر سر كوچه‌ها و محلّه‌ها آئينه بستند . و صاحب الجليل و كافى الكفات ابو القاسم اسماعيل بن عبّاد به دو نامه نوشت ، و او را به معاودت از حج خانهء خداى متعال و مراجعت به شهر و منزل خود تهنيت كرد . و ابو الحسن موسى بن احمد مردى فاضل و متواضع و متخلّق و سهل الجانب بوده است ، با عنفوان جوانى و حداثت سن ، نقابت سادات علويه به شهر قم و نواحى آن به دو مفوّض بوده است ، و قسمات و وظائف و رسوم و مرسومات و مشاهرات و سادات آبه و قم و كاشان و خورزن مجموع به دست و اختيار و فرمان او بوده است ، و عدد ايشان در آن زمان از مردان و طفلان سيصد و سي و يك نفر بوده است ، و وظيفهء هريك از ايشان در هر ماهى سى من نان و ده درم نقره بوده است . و هركس از ايشان كه وفات يافته است ، نام او از كتاب مشاهره طرح