ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
302
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
موسى عليهم السّلام بود . تا اينكه مىگويد : بعد از آن ميمونه دختر موسى وفات يافت ، و او را به مقبرهء بابلان دفن كردند ، و اين قبّه كه به قبّهء فاطمه عليها السّلام ملاصق است بر سر تربت او بنا نهادند ، و خواهر او زينب بنت موسى از او ميراث گرفت . و بعد « 1 » از آن ابو على محمّد بن احمد بن موسى بن محمّد بن على الرضا عليهما السّلام از كوفه به قم آمد ، و بعضى از دختران او فاطمه و امّ سلمه . چون ابو على محمّد به قم رسيد عرب قم در اعزاز و اكرام او مبالغه كردند . و گويند : كه عرب به دو پيغام فرستادند كه از شهر ما بيرون بايد رفت ، ابو على محمّد جواب گفت : كه اين شهر از آن شما نيست ، ملك و زمين از آن خداى است ، هركس كه خواهد در آن فرود آيد ، پس عرب عذر خواستند و او را از خود خوشنود كردند و گرامى داشتند . و ابو على محمّد بسيار مردى فاضل بوده است ، و به غايت پرهيزگار و خوش محاوره و خوش منظر و فصيح و دانا و عاقل . و روايت كند احمد « 2 » بن اسماعيل بن سمكهء نحوى : كه چون ابو مسلم محمّد بن بحر اصبهانى والى و عامل قم شد ، هر روز جمعه بر مركب نشستى و به زيارت رؤساى قم برفتى ، و حقوق ايشان بگذاردى ، و حرمت دارى كردى ، اتّفاقا روز
--> ( 1 ) در نسخهء موجود از اين كتاب ذكرى از احمد بن موسى بن محمّد نشده ، محتمل است در نسخه سقط شده ، يا چون احمد به قم نيامده بود متعرّض حال او نشد ، چون غرض مصنّف ذكر سادات كه به قم آمده بودند « منه » . ( 2 ) اين احمد از بزرگان علما و اهل فضل است ، و او استاد ابن عميد وزير معروف است ، و خود از تلامذهء احمد بن محمّد بن خالد است ، و روايت مىكند از او جعفر بن محمّد بن قولويه استاد شيخ مفيد و صاحب كامل الزياره « منه » .