ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

268

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

خدا به دل سليم و اعتقاد پاك قويم . در حديث به اسناد اهل البيت است كه : من سبّ نبيا فاقتلوه « 1 » . تنبيه : اين قذف اعظم است ، پس قتل قاذف واجب است بر هر سامع ، و آيا توبهء اين قاذف قبول است يا نه ؟ فقها در آن‌دو قول دارند : اوّل : مختار ابو حنيفه و تبعهء اوست كه توبهء هر كافر قبول است چه ملّى باشد چه فطرى . ثانى : مذهب جمهور امّت است كه توبهء ساب نبى قبول نيست اصلا ، و در شفا و تذكره اسناد اين مذهب به مالك بن انس و ليث و احمد و ثورى و اسحاق و شافعى و ابن مبارك و زهرى و شعبى و به اماميه كردند . ايراد : متسيّد دشنام و سب و قذف به نبى و به امام معصوم به گمان خود نمىكند ، بل به فخر و مباهات اسناد خود به حضرت مىنمايد ، پس بايد كه متسيّد سابّ و قاذف نباشد . جواب : هرچند متسيّد به گمان خود قذف و سب نكند ، و لكن اسناد باطل به آن حضرت في الحقيقه مىنمايد ، و آن قذف مىباشد ، و دانسته مع الاصرار مىگويد ، پس ساب عامد آنچه بگويد هرچند به صورت ذم و عيب نگويد بل به مباهات بگويد ، آن قول از حقيقت سب برنمىآيد ، لهذا في الحقيقه ردّت و كفر مىباشد ، چنان‌چه به خدا اگر كسى انت أبي به غير تشريك و اتّحاد جنس نگويد بل به فخر بگويد ، در اين شك نيست كه اين‌چنين كلمه اسناد إلى اللّه كلمهء تشريك و كفر مىباشد ، و تبديل حقيقت قبيح ذاتى به حسن ممتنع مىباشد ، لهذا متسيّد ملعون كافر واجب القتل در حديث و به اقوال فقهاء امّت مىباشد .

--> ( 1 ) كنز العمّال 11 : 531 ح 32478 .