ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

26

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

اطهار به عذر باشد ، چون غلبه و گرفتارى او در مخالفين مدّت العمر و صورت حركت و تحصيل معرفت او را ميسّر نشده ، پس در اين شكّى نيست كه او ناجى است ، و مراد از اين منكر امامت ائمّهء اطهار عمدا نمىباشد ، چه منكر احد اصول خمسه چون منكر جميع اصول دين خارج از ايمان مىباشد ، و اين همه اصحّ الوجوه به غير منافات از وجوه مآول مىباشد . من جملهء آن جماعتى مىگويند : كه آل رسول و اولاد زوج بتول عارف و غير عارف را تفويض به حضرت رسالت مآب و به ائمّهء اطياب تعظيما للنبي و الولي و الفاطمه عليها السّلام مىشود ، چنانچه در دنيا تفويض شد امر عبّاس و عقيل بعد اسير شدن به حالت كفر به نبي صلّى اللّه عليه و إله و به على عليه السّلام ، تعظيما لهما از قتل و حبس رها شدند ، پس آنها در آن‌وقت مسلمان شدند . و اين روايت از مستفيضات اهل سير و حديث است . امّا صحاح و حسان متّفقه از احاديث كه در كتب خاصّه و عامّه لا تعدّند جلد كبيرى جمع مىشود ، من جملهء آن معدودى قليل اينجا ذكر مىشوند . پس مصرّح آيه به طريق اماميهء مرويهء صادقيه در تفاسير اهل البيت عليهم السلام از حضرت صادق عليه السّلام است : إنّ فاطمة عليها السّلام لعظمها على اللّه حرّم اللّه ذرّيتها على النار ، و فيهم آية ثُمَّ أَوْرَثْنَا ففسّر الفرق الثلاث بما مرّ « 1 » . يعنى : براى عظمت و حفظ حرمت و اظهار شأن در اوائل و اواخر خلايق علوى و سفلى ، خدا ذريّهء مسلّمهء فاطمه را حرام بر نار گردانيد ، پس از اين فرمود كه اين آيه در ذريّهء فاطمه عليها السّلام نازل ، و فرقات سه‌گانه معصوم و معتدل و ظالم جاهل مراد مىباشد .

--> ( 1 ) نور الثقلين 4 : 364 ح 86 از خرائج و جرائح راوندى .