ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
235
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
عسكري عليه السّلام و حاسد او ، و سبب حبس آن حضرت و غصب مكان و اخذ اسباب حضرت مهدى آخر الزمان عليه السّلام ، و احد اسباب غيبت او ، و شارب و عراف و صاحب طنبور و رباب و غير اين مرتكب به قبائح ديگر بود . من جملهء آن دعواى امامت خود در حضور و بعد فوت حضرت عسكرى عليه السّلام نموده ، لهذا به قرآن ناطق جعفر بن محمّد عليهما السّلام را به صادق حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و ائمّهء اطهار عليهم السّلام ملقّب گردانيدند قبل تولّد اينها تا ممتاز شود از اين جعفر كذّاب ، و به پسر نوح خطاب إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 1 » آمد . پس چگونه از اولاد امام معصوم مطهّر چنين فاجر فاسق ؟ و چگونه و چرا از انبياء و ائمّهء معصومين عليهم السّلام چنين اولاد كفره و فجره به وجود آيند ؟ و اگر از غير معصوم چنين اولاد به عمل آيند مستبعد نيست ، چه آنها پاك و ناپاك و حلال و حرام را مىخورند ، امّا معصومين منزّه از همهء الواث و ادناس مىباشند ؟ جواب اوّل : علماى مسلمانان به حسب ورود آيات و صحاح و حسان اخبار متضمّن عاقبت بالخير و مؤيّد به توبه گرديدن اينها عموما و خصوصا كه به حدّ مفاد التواتر اگر مسلمان و صحيح الولادت و العقيده و بدون توبه رفته مىباشند ، السنهء خود را از تعرّض و تجريح و تقبيح امامزادگان مشهور بالكل بستهاند ، چه تفويض احوال ايشان به آباء طاهرين ايشان در آخرت مىباشد ، و از هر غير معصوم و لا مطهّر خلل و زلل و صدور قبايح و مآثم جايز مىباشد . لهذا بما سزاوار نيست كه تشييع فاحشه و تتبّع زلّات و عثرات آنها بنمائيم ، إلّا آنكه من باب الأمر بالمعروف امر و نهى در احياء و كراهت از شناعت افعال
--> ( 1 ) سورهء هود : 46 .