ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

228

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

عسكرى عليهما السّلام مبرقع و احمد و محمّد و احمد را مصافحه و معانقه و تقبيل بر خدّين و تعظيم و تقديم بر اقارب و ائمّه زادهاى ديگر نمىفرمودند . چه زنازادها در صحاح و حسان روايات اكفر و اشر از مجوس و جهود و ترساند ، و به اتّفاق فقها فاسد العقيده مىميرند ، و عرق و مرطوب آنها در دنيا نجس است . و به جواز در مسجد و در حمل قرآن و غير آن مجاز نمىباشند . ثامن : اگر موسى و احفادش مطعون مىبودند ، جمعى از اساطين اعلام چون سالويه و قولويه و على بن بابويه و مجلسى و غيرهم - رحمهم اللّه - إجازت و ترغيب به زيارت سادات رضويه نمىدادند ، اين هم اقطع دليلى است بر كذب كذّاب بطّال . تاسع : اگر موسى المبرقع و سادات رضويه مطعون الأنساب و مذموم الأعمال مىبودند ، البتّه محلّ ظهور كرامات و مجاب الدعوات احياء و اموات اينها اصلا و ابدا نمىشدند ، چه محال است كه خالق متعال تعظيم و اجلال فاسد فاسق نجس نمايد ؛ زيرا كه اغرا و اغواء خلق و حسن قبح در انظار آنها لازم مىآيد ، تعالى اللّه عنه . عاشر : حضرات رضويه خصوص مبرقع و اولاد و احفادش اگر فاسد الولاده و العقيده و العمل مىبودند ، البتّه علماء رجال و درايه و روايه لا محاله مع الآراء المتباينه و الداوعى المختلفه آن را يك‌جا نه به جاى ديگر ثبت و ضبط مىكردند ، و حال آن‌كه غير مدح ثبت و ضبط چيزى نكردند . حادي عشر : اگر سادات رضويه خصوص مبرقع و اولادش و احفادش مطعون و مذموم و مقدوح مىبودند ، البتّه اعلام حديث از آنها حديث قبول نمىكردند ، و به روايات و نقل فسقه و فجره كل خصوص جمهور مدقّقين و محقّقين اثبات امور شرع مطهّر و جحّت بر آن به احاديث مرويهء آنها نمىكردند ، و به معرض استدلال