ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
225
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
او به صورت وسيع ، و حضور موسى نزد خود هر صبح و شام مقرّر نموده . امّا امام على النقى عليه السّلام هم استقبال برادر خود مبرقع را تا به پل وصيف نمود ، آن حضرت بعد مرحبا و معانقه و اداى حق اخوّت ، تنها به برادر خود موسى از ارادهء متوكّل اطّلاع داد ، و فرمود : كه تو هرگز تن به شراب خوارى ندهى ، و موسى عرض نمود كه سلطان ظالم قهّارى جبّارى هرگاه از مدينه خاص به همين غرض مرا آورده چه حيلهء خلاصى و چگونه نجات از آن به من ممكن باشد . پس از اين قيل و قال ، حضرت امام على نقى عليه السّلام به معرض دعا يا به صورت وعده به برادر خود مبرقع اين فقرات را فرمود : أما أنّ هذا مجلس لا تجتمع أنت و هو عليه أبدا ، فأقام موسى ثلاث سنين يبكّر كلّ يوم ، فيقال لموسى : قد تشاغل فرح فيروح فيبكّر ، فيقال له : قد شرب دواء ، فما زال على هذا الحال ثلاث سنين حتّى قتل المتوكّل و لم يجتمع معه إلى موته . رواه المجلسي في البحار « 1 » . حاصل آنكه جمع نمىشوى تو و متوكّل بر مجلس مراد او ابدا ، خداوند جلّ و علا در انجاز وعده و اجابت دعاء آن حضرت نمود ، كه برادرش حضرت مبرقع با متوكّل هيچ وقتى مجتمع نشد ، و هر صبح موسى را خبر به دروازه مىدادند كه متوكّل امروز دوا خورده ، و به روز دوم خواب نموده ، و امروز مشغول به امرى است برگرد ، تا سه سال حال مبرقع به همين منوال بود ، كه اصلا باهم ملاقى نشدند تا متوكّل ملعون كشته گرديده ، پس امام و مبرقع خيلى خوشحال شده روانهء شهر قم شد . تنبيه : از خود اين خبر ثابت شد كه مراد متوكّل حاصل نشد ، و اگر به اين حال
--> ( 1 ) اصول كافى 1 : 502 ح 8 و بحار الأنوار 50 : 158 - 160 .