ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

223

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

القاذف ليجتنب عن شهادته و تعديله الخ « 1 » . يعنى : تشهير و جلاء وطن كرده شود قاذف در بلاد دنيا ، تا همهء مردم شهادت او را و إمامت او را قبول نكنند ، و او را عادل ندانند و نشمارند ، تا زندگي او اين جزاء سوء عملش در دنيا ، و امر عقبا علاحده است . پس چگونه مع اين احوال جهّال و قبيله و تابعان با او جماعت مىخوانند ، و شهادتش قبول دارند ، و حقوق خالق و خلق به او سپرد مىنمايند ، و او را عادل مىدانند ، و حال آن‌كه مريدانش حلفهاى دروغ او ، و صبح يك سخن ، ظهر و مغرب خلاف او ، به حضور آن قبيله و قوم مىگويد و مىفهمند ، و آن كذّاب واجب الحد را ترك نمىكنند ، نعوذ باللّه من تعصّبهم و جهلهم و حميتهم و حمايتهم له . ثاني عشر : امّا قول برادرزادهء بطّالى كه سادات صحاح الأنساب كشمير خصوص سادات رضويه را بدتر از سگ مىداند . جوابش در شريعت مطهّره به اتّفاق امّت مقرّر است ، چنانچه جمهور خاصّه و عامّه در كتاب الحدود و التعزيرات خود آورده‌اند : من سبّ ذرّية النبي صلّى اللّه عليه و إله ، أو أحدا منهم ، و يكون جدّهم المعصوم شاملا معهم و لم يستثن ، فلا خلاف أنّ سابّهم يقتل و يحلّ دمه لكلّ سامع ، و إن كان المعصوم خارجا منهم ، فيعزّره حدّ السبّ لكلّ واحد حدّ « 2 » . يعنى : هركه دشنام دهد ذرّيهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله را ، يا يكى را از ذرّيهء او ، و جدّ معصوم آنها شامل و داخل در آن دشنام باشد ، و معصوم را از آن استثنا نكرده ، بلا خلاف دشنام دهنده واجب القتل ، و خون او حلال براى هر سامع است ، و اگر پدر معصوم آنها خارج از آن باشد ، پس دشنام دهنده را به عدد هريكى از ذرّيهء آن

--> ( 1 ) شرايع الاسلام 4 : 167 . ( 2 ) شرايع الاسلام 4 : 167 .