ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
169
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
آيه تطهير خاص در اينان نازل مىباشد . و به روايت ترمذى تا شش ماه ، و به روايت درّ منثور تا يك سال با اصحاب خود به هر صبح به خانهء على و فاطمه عليهما السّلام رفته آيهء تطهير را هر روز مىخواند ، و بعد آن « سلمكم سلمي ، و حربكم حربي » « 1 » مىفرمود . ثانيهما : نزد نزول آيهء مودّت سابق حديث متواتر شنيدى كه صحابه گفتند بعد نزول آن : يا رسول اللّه آن اقارب تو كداماند كه محبّت آنها خدا بر ما فرض عين گردانيد ؟ آن حضرت فرمود : آنها على و فاطمه و حسنيناند ، پس به اين جهت خدا او را از آل و اهل البيت و عترت محمّد صلّى اللّه عليه و إله شمرده و داخل نموده ، و او را سيّد آنها گردانيده . امّا آل مأخود از آل يؤول اولا به معنى رجوع ، چونكه رجوع اصحاب عبا به جهت اقربيت اكثر و منتهاى همهء امور اينها تا آن حضرت است ، پس رجوع كسى كه اكثر به آن حضرت باشد او آل است ، و رجوع و نهايت اينها در همهء امور ذاتى و صفاتى و كمالى و غير اينها تا آن حضرت معلوم هركس است ، پس اينها آل آن حضرت در همهء احوالاند . امّا عترت پس او در لغت به كسر اوّل نسل رجل و رهط و عشيرهء ادون و اقرب مىباشد ، پس على عليه السّلام اقرب رهط و قوم و خويشان و قريبان اوست ، و آن هم معلوم هركس است ، پس على عليه السّلام به سبب قرب ذاتى او داخل در عترت كه نسل او باشد شامل است . امّا آل و اهل در اصل يك لغت به معنى اصحاب قرابت قريبهء ذاتى و عشيرهء قريبه ، و به معنى قابليت و لياقت مىباشد ، و معلوم هركس است كه على عليه السّلام
--> ( 1 ) احقاق الحق 4 : 485 ج 7 : 296 و ج 15 : 220 .