ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
164
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
يعنى : مراد از قول على عليه السّلام « و لست بمأبور في ديني » اين است كه من متّهم در دين خود نيستم ، تا كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله به تزويج دختر خود فاطمه مرا مؤلّف قلب به سوى دين سازد . تنبيه : مخالفين مشايخ مىگويند : كه اين تعريض و تلويح و تصريح است به نفاق آنان كه دخترها از آنها گرفت ، و دخترها به او داد ، و اين سير انبياء سلف است ، آيا نمىبينى كه حضرت لوط به منافقين و كفّار براى اصلاح و تأليف آنها به نداء بلند مكرّر فرمود : يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ « 1 » . أي امّت و قوم من اين دخترهاى من پاك و پاكيزهترند بگيريد اينها را در نكاح خود ، و غرضش تقويت دين و ترويج آئين ربّ العالمين به دادن دخترها بود تا به تأليف به اصلاح بيايند . و از رسالهء ابانه في علّة المصاهرة بالصحابة « 2 » در جواب اين مسأله و امثال اين معضله به تفصيل مسطور و در اين باب خاص و در آن معركه است . سؤال : اولاد بنات ثلاثه ، آيا سيّد و مستحق خمس مىبودند يا نمىبودند ، چنانچه اولاد فاطمه عليها السّلام سيّد و مستحقّ خمساند ؟ جواب : اولاد اين بنات نه سيد بودند ، و نه خمس به آنها داده مىشد ؛ زيرا كه شوهرهاى اين هرسه دختر هاشمى نبودند ، بل أبو العاص و عثمان اموى بودند نه هاشمى ، و نه اولاد و نه آل رسول بودند . بلى در اولاد فاطمه عليها السّلام دو سبباند : أحدهما على عليه السّلام به ذاته سيد هاشمى ثانى اثنين و شريك رسول از بدايت تا نهايت به مرتبهء مستقلّهء خلافت اللّه در غير اسم نبوّت بود . ثانيهما بالاتّفاق از خصائص على و فاطمه عليهما السّلام است عقلا و
--> ( 1 ) سورهء هود : 78 . ( 2 ) تأليف شيخ مفيد است .