ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

124

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

يعنى : فاطمه را براى آن به زهراء ناميدند چه نور او مىدرخشد وقت قيام او به نمازها به سوى آسمانها تا عرش ، و ملايكه به آن مىفهميدند كه فاطمه متوجّه به سوى عبادت خدا شده . در صواعق از خصائص نسائى روايت كرده : إنّ ابنتي فاطمة حوراء آدمية لم تحض و لم تطمث ، إنّما سمّاها فاطمة ؛ لأنّ اللّه فطمها و محبّيها على النار « 1 » . پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : دخترم فاطمه حوريه آدميه است ، لهذا او را خون حيض و نفاس نمىباشد ، و براى آن او را به فاطمه ناميدند ، چه خدا حرام و بعيد گردانيد فاطمه را و محبّان او را بر نار جهنّم . و در روايات بسيار در صواعق از بزّاز و طبرانى و أبو نعيم مروى است ، قال صلّى اللّه عليه و إله : فاطمة أحصنت فرجها ، فحرّم اللّه ذرّيتها و محبّيها على النار « 2 » . يعنى : پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : فاطمه حفظ ظاهر و باطن خود كرد ، پس خدا به عوض آن ذرّيه و محبّان او را حرام گردانيد بر نار جهنّم . از ابن جوزى در صواعق روايت كرده : قال صلّى اللّه عليه و إله : إنّ اللّه جعل ذرّية كلّ نبي في صلبه ، و انّه تعالى جعل ذرّيتي في صلب علي بن أبي طالب « 3 » . يعنى : به تحقيق خدا گردانيد ذرّيهء هر پيغمبر را در صلب خود او ، و لكن خدا گردانيد ذرّيه و نسل مرا در صلب على . و بعد اين گفته : كه در اين احاديث دليل است آنچه محقّقين أئمّهء ما گفتند كه از خصائص نبى ماست كه خاصّ اولاد دختر او فاطمه منسوب إليه در كفائت و غير آن مىباشد .

--> ( 1 ) صواعق ابن حجر ص 230 ، احقاق الحق 10 : 16 - 24 . ( 2 ) صواعق ابن حجر ص 186 ، احقاق الحق 10 : 123 - 131 . ( 3 ) صواعق ابن حجر ص 74 ، احقاق الحق 7 : 4 - 9 .