مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

1903

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

موسيقى دانان ايران و روم با امن و امان داخل در حوزهء مسلمين شدند و برخى از آنان در ضمن اسرا و موالى خدمتگزار عرب گشتند و به تدريج موسيقى ملل ايران و روم مخصوصا ايرانيان و آلات موسيقى از قبيل بربط و چنگ و طنبور و غيره ما بين عرب رائج شد و در نتيجهء رواج اين هنر ، موسيقى دانان معروفى در اين عصر ظهور كردند كه اسامى پاره اى از آنها را قبلا ياد كرديم . على المعروف اولين كسى كه موسيقى ايرانى را به خوبى ياد گرفت و آن را ما بين عرب رواج داد همان سعيد بن مسجع است كه در ايام ابن زبير و اواخر قرن اول هجرى مىزيسته و شرح احوالش گذشت . سلاطين اموى عموما در تدريج موسيقى و موسيقى دانان هم عقيده و يكزبان نبودند بلكه بعضى از قبيل سليمان بن عبد الملك اصلا مخالف رواج و شيوع موسيقى بود و بارها ارباب اين هنر را به مجازاتهاى سخت رساند . « 1 » و امير مكه مكرر اتفاق افتاد كه مطربان و رامشگران را از مكه اخراج نمود . ولى باز در سلاطين اموى اكثريت با مروّجين و مشوّقين موسيقى بوده است ؛ زيرا اغلب آنها اهل عيش و خوشگذرانى بوده و اين كار را بى اندازه دوست مىداشته‌اند . اول كسى كه در سلاطين اموى رسما غنا را مباح شمرد و به ترويج اين هنر پرداخت يزيد بن معاويه است ( 60 - 64 ه ) و در عصر او موسيقى و غنا در مكه شهرتى كامل يافت و موسيقى جديد ( اقتباس از موسيقى فارسى ) در حجاز و مخصوصا در مدينه خيلى شايع گشت ، و همين طور در اطراف و نواحى حجاز دور مىزد تا زمان وليد بن يزيد ( 125 - 126 ه ) و او جمعى از

--> « 1 » گويند : بعض موسيقى دانان را به مجازات خصى كرد و در تاريخ تمدن اسلامى ( ج 5 ) مىنويسد : « و سأل عن الغناء أين أصله ؟ فقيل في المدينة بجماعة المخنّثين و هم أئمته و الحذّاق فيه فكتب إلى عامله هناك : اخص من قبلك من المخنّثين المغنّين فخصاهم » و از امثال سائرهء مخالفين غناست كه « المغنّون رسل الغرام » .