مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

1889

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

خليفه و كنيز خواننده مسعودى در مروج الذهب مىنويسد : در زمان عبد الملك يا يكى ديگر از خلفاى بنى اميّه كه لهو و موسيقى خيلى رايج شده بود « 1 » خبر به خليفه دادند كه فلان كس خواننده است و كنيز زيبايى دارد كه او هم خواننده است و تمام جوانهاى مدينه را فاسد كرده ، و اگر به كار او نرسيد ، اين زن تمام مدينه را فاسد مىكند . خليفه دستور داد كه غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند . وقتى در حضور خليفه نشستند ، آن مرد گفت : معلوم نيست كه آنچه او مىخواند غنا باشد ، و از خليفه خواست كه خودش امتحان كند . خليفه دستور داد كه كنيز بخواند . او شروع به خواندن كرد ، كمى كه خواند ديد سر خليفه تكان مىخورد . كم كم به جايى رسيد كه خود خليفه شروع كرد به چهار دست و پا راه رفتن ، و مىگفت بيا جانم بر اين مركوب خودت سوار شو ! « 2 » واقعا موسيقى قدرت عظيم و فوق العاده اى مخصوصا از جهت پاره كردن پردهء تقوا و عفّت دارد . در مسألهء مجسّمه سازى ، منع اسلام به خاطر مسألهء مبارزه با بت پرستى

--> « 1 » اين امر از حجاز و مكّه و مدينه آغاز شد ، و شايد به وسيلهء ايرانيهايى كه به آنجا رفته بودند و كارهاى معمارى و بنّايى مىكردند و در خلال همان كارها آواز مىخواندند رايج شده ، و بعد مسألهء كنيزها رايج گرديده است . « 2 » در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 173 - 174 ( بيروت ، الشركة العالمية للكتاب ، 1990 م ) داستانى در اين زمينه مربوط به قاضى مدينه و احضار وى به دستور عمر بن عبد العزيز ، با اختلاف بسيار با نقل استاد شهيد قدّس سرّه ، آمده است .