مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1753
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
را رفعت دهد ، محمود و محبوب است نزد اولى الألباب خصوص در مقام ذكر مصائب حضرت سيد الشّهداء عليه السلام كه بنفسه ذكر آن كلمهء توحيد و حقيقت تقديس در رتبه كينونيات معتدله مبدِّل ماهيات است به جوهريات ، و هر نفسى كه اعراض از صوت ذاكر ذكر آن شجرهء كبرى و نبأ عظمى [ كذا ] نمايد فى الحين مشرك است و در ظلّ آيهء مباركه : * ( « إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِله إِلَّا الله يَسْتَكْبِرُونَ » ) * « 1 » محشور و به نار بُعد معذّب است ، زيرا كه بعينه حقيقت ذكر رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و حقيقت ذكر آن حضرت نفس حقيقت ذكر الله است كه مقام ذكر اوّل در امكان باشد ؛ زيرا كه از براى ذات محبّ ازل جلّ ذكره هر ذكرى ممنوع است و آن اجلّ و اعظم است از اينكه مذكور شود به ذكر خلق بل خلق مذكورند به ذكر ابداع او . على هذا سزاوار نيست احدى را كه ذكر حرمت و منع ارتفاع صوت در بعض مقامات نمايد زيرا كه اصل حرمت صوت آنچه از احاديث ظاهر مىشود به علَّت شؤونات باطلهء آن است كه اهل فجور و غىّ استعمال مىكنند ، و الَّا هر گاه علَّت معاصى نگردد و از جهت شجرهء انيّت خارج نگردد منعى در شريعت وارد نشده ، چنانچه حديث اذن يوم فطر و اضحى و ايّام فرح ناطق بر اين است هرگاه عصيانى به واسطه آن نشود . و تخصيص مىدهد احاديث مطلقه را كه در مقام حرمت از اهل بيت عصمت صلوات الله عليهم لائخ شده . و اصل ميزان صحّت و حرمت در غنا تميز لحن اهل فجور از اهل ظهور است ، همين قدر كه اولو الألباب از اهل انصاف بگويند لحنِ فجور نيست صحّت ثابت است اگر چه آخوند ملا محسن فيض عفا الله عمّا أحاط علمه فيه ميزان حرمت غنا را معاصى قرار داده ، و بنفسه نفس غنا را حرمتى از براى او قائل نشده و متمسّك به ظواهر احاديثى شده كه ذكر شد ، ولى حق واقع در .
--> « 1 » سوره صافّات ( 37 ) : 35