مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1563
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
شهوت و غضب حيوانيت خود روانه كند . مانند اين گونه بشرند كه در واقع حيوانند و دربارهء آنها * ( بَلْ هُمْ أَضَلُّ ) * « 1 » آمد . و از اين جهت است مىبينى به الحان موسيقيه شكار حيوانات كنند چنانچه از روى همين اصل است كه شيطان هم شكار اين گونه انسانها مىكند و يكايك به دام و شبكهء خود مىاندازد . آنگاه در همچه مجلسي آنها را به هر چه امر كند از قمار و خمر و ساير محرّمات و و و مضايقه ندارند و با كمال پذيرايى اجابتش كنند و در غير آن حال با آنها كارى ندارد و نزديكشان نرود . و از روى اين اصل است مرغ ققنس « 2 » ، براي شكار قوت او منقار او را بر صفتى قرار داده مشتمل بر سوراخهاى ذرّه بينى بر كيفيات مخصوص ، چنانچه هنگام تنفّس اين حيوان نغمات مختلفه و الحان گوناگون مىسرايد . گويند ساز ارغنون « 3 » را بشر بر آن نهج ساخته به كار برند . و هنوز بشر بر طبع حيوانيت مجبولند و عذرهاى ناموجّه هم مىآورند ؛ گاه مىگويند : صندوق راديو حكايت از اذان مىكند يا تلاوت قرآن كند يا فلان مغنّى و فلان نوازنده و نىزن ذكر مصيبت سيّد الشهدا كند . غافل از اينكه اين عباديّات در صوت و آلات لهويه
--> « 1 » اعراف ( 7 ) : 179 . « 2 » « ققنس يا ققنوس ، مرغى است به غايت خوشرنگ و خوش آواز . گويند منقار او سيصد و شصت سوراخ دارد و در كوه بلندى مقابل باد نشيند و صداهاى عجيب و غريب از منقار او برآيد و به سبب آن مرغان بسيار جمع آيند . از آنها چندى را گرفته ، طعمهء خود سازد . گويند موسيقى را از آواز او دريافتهاند » ( لغت نامهء دهخدا ، ص 1579 ) . « 3 » « ارغنون يا ارغنون مأخوذ از يونانى ، سازى است مشهور كه افلاطون آن را وضع كرده است . و بعضي گويند ارغنون ترجمهء مزامير است ؛ يعنى جميع سازهاى تفنّنى . و بعضي گويند چون هزار آدمى از پير و جوان همه به يكباره به آوازهاى مخالف يكديگر چيزى بخوانند ، آن حالت را ارغنون خوانند . و جمعى ديگر گويند كه ارغنون ، ساز و آواز هفتاد دختر خوانندهء سازنده است كه همه يك چيز را به يك بار و به يك آهنگ با هم بخوانند و بنوازند » ( لغت نامهء دهخدا ، ص 1578 ) .