مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1556
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
يعنى زمزمه كن ، به آواز و غنا شعرى بخوان . و چون ديد كه مشغول زمزمه شد ، فورا بر گردنش سوار مىشود و پاى خود را به طرف سينهء اين بيچاره آويزان مىكند و آهسته آهسته مىكوبد و اين كوبيدن اثر مىكند در اين شخص كه هر چه در نزديك [ او ] هست با انگشتانش بر او مىكوبد تا كم كم به رقص منتهى مىشود و پيوسته بازىگر شيطان مىشود . آن وقت مىگويد : خدا مرا چنين كرد . در حديث است صفوان بن اميّه گفت : ما جمعى در خدمت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بوديم . عمرو بن قرّهء طبّال آمد خدمت آن حضرت و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! إنّ اللَّه كتب عليّ الشقوة ( يا رسول اللَّه ! خدا سرنوشت روزى مرا به شقاوت انداخته ) أرزق بكفّي على دفّي ( روزى مرا چنين كرده كه با دستم بر دف و طبل بايد بزنم ) و چون اين كفايت معاش من نمىكند ، اذن بدهيد كه غنا و آوازه خوانى را زياد كنم . حضرت رسول در غضب شد [ و فرمود : ] برخيز ! اذنت نمىدهم . و لا كرامة كذبت يا عدوّ اللَّه ( دروغ گفتى اى دشمن خدا . افترا به خدا مىزنى ) اگر بار ديگر اين حرف را تكرار كنى لضربتك ضربا وجيعا ( مىزنم تو را ضربتى دردناك ) . خدا به تو نشان داد كاسبيهاى حلالى را . تو خودت اختيار كردى اين عمل را . برخيز ! حيا كن ! « 1 »
--> « 1 » أسد الغابة ، ج 4 ، ص 126 - 127 : « عن صفوان بن أميّة قال : كنت عند النبيّ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم . فجاء عمرو بن قرّة ، فقال : يا رسول اللَّه ! إنّ اللَّه كتب عليّ الشقوة فلا أراني أرزق إلَّا من دفّي بكفّي ، فأذن لي في الغناء من غير فاحشة . فقال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « لا آذن لك و لا كرامة و لا نعمة . كذبت يا عدوّ اللَّه ! لقد رزقك اللَّه حلالا طيّبا فاخترت ما حرّم اللَّه عليك لو كنت تقدّمت إليك ، لنكلت بك » .