العلامة المجلسي

80

عين الحيات ( فارسى )

بعضى را داربست كرده ، و بعضى درختانش بر زمين خوابيده ، و نهرها به او كرامت كرده‌اند از شراب و نهرها از آب ، و نهرها از شير ، و نهرها از عسل ، و چون دوست خدا غذائى را ميل نمايد بىآنكه بگويد آنچه خواهش كرده نزد او مىآورند ، و گاهى با برادران مؤمن خود خلوت مىكنند و صحبت مىدارند ، و گاهى به ديدن يكديگر مىروند ، و در باغهاى خود تنعّم مىكنند و سير مىنمايند ، و هواى بهشت پيوسته مانند ما بين طلوع صبح است و طلوع آفتاب ، و از آن بسيار نيكوتر و خوش‌آينده‌تر ، و هر مؤمنى را هفتاد زوجه از حوران مىدهند ، و چهار زن از آدميان ، و ساعتى با حوريّه صحبت مىدارد ، و ساعتى با زن دنيا ، و ساعتى هم خلوت مىكنند با خود ، و بر كرسىها تكيه زده با يكديگر صحبت مىدارند . و گاه هست كه مؤمنى بر تخت خود تكيه زده ، ناگاه شعاع نورى او را فرا مىگيرد ، و در آن حال به خدمتكاران خود مىگويد : اين شعاع تابان از كجا بود ؟ ايشان مىگويند : اين نور حوريّه‌اى است كه هنوز تو او را ملاقات نكرده‌اى ، از خيمهء خود سر بيرون كرد و به تو نظر كرد از شوق لقاى تو و خواهان تو شده است ، و محبّت تو بر او غالب گرديده ، و چون تو را ديد كه بر تخت تكيه داده‌اى از كثرت شوق و فرح متبسّم شد ، و آن شعاعى كه مشاهده نمودى و نورى كه تو را فراگرفت از سفيدى و صفا و پاكى و نزاكت دندانهاى او بود ، پس دوست خدا گويد : او را رخصت دهيد فرود آيد و به نزد من آيد . چون دوست خدا اين را فرمايد ، هزار هزار غلام و كنيز مبادرت نمايند ، و اين بشارت را به حوريّه رسانند و او از خيمهء خود فرود آيد ، و هفتاد حلّه مطرّز به طلا و نقره و مزيّن به مرواريد و ياقوت و زبرجد و ملوّن به مشك و عنبر به رنگهاى مختلف دربر داشته ، و از لطافت به حدّى باشد كه مغز استخوان ساقش از زير هفتاد حلّه نمايد ، و قامتش هفتاد ذراع باشد ، و عرض كتف‌هايش ده ذراع باشد ، و چون