العلامة المجلسي
70
عين الحيات ( فارسى )
بهشت چون داخل بهشت مىشود سه باغ به نظر او مىآيد ، چون داخل پستتر مىشود در آن مشاهده مىكند از زنان و خدمتكاران و نهرها و ميوهها آنقدر كه خدا خواهد ، پس چون حمد و شكر الهى بجا مىآورد مىگويند به او كه جانب بالا نظر كن ، چون نظر مىكند در آنجا نعمت و كرامتى چند مشاهده مىنمايد كه در باغ اول نديده است ، پس گويد پروردگارا اين را نيز به من كرامت فرما ، خطاب رسد : اگر اين را بدهم شايد كه باغ ديگرى را بطلبى ، او گويد نه همين مرا كافى است و از اين بهتر نمىباشد . پس چون به آن حديقه درآيد مسرّت و شادى او عظيم شود ، و شكر الهى بجا آورد ، پس خطاب رسد در جنّة الخلد را بر روى او بگشايند ، اضعاف آنچه در بهشت دوّم ديده بود در آنجا مشاهده نمايد ، و فرح و سرورش مضاعف گردد ، و بگويد پروردگارا تو را است حمدى كه احصاى آن نتوان نمود كه منّت نهادى بر من به بهشتها ، و نجات بخشيدى مرا از آتش . ابو بصير گفت : چون اين بشارتها را شنيدم گريستم ، و گفتم : فداى تو شوم ديگر بفرما ، و شوق مرا زياده كن ، فرمود : اى ابو محمّد نهرى هست كه در طرفين آن نهر كنيزان از زمين روئيده است ، چون مؤمن به يكى از آن كنيزان بگذرد ، و او را خوش آيد او را از زمين مىكند ، و حقتعالى به جاى او ديگرى مىروياند . ابو بصير گفت : فداى تو گردم ديگر بفرما ، فرمود : مؤمن را در بهشت هشتصد دختر باكره و چهار هزار زن ثيّبه و دو زن از حور العين كرامت مىفرمايد . ابو بصير گفت : فداى تو گردم هشتصد دختر باكره به او مىدهند ؟ فرمود : بلى با هريك از آنها مقاربت مىنمايد باكرهاند ، گفت : حور العين را از چه چيز خلق كردهاند ؟ فرمود : از تربت نورانى بهشت مخلوق شدهاند كه مغز ساقهاى ايشان از زير هفتاد حلّه نمايان است ، و جگر مؤمن آينهء حور العين است ، و جگر حور العين آينهء مؤمن