العلامة المجلسي
5
عين الحيات ( فارسى )
كردى ، و براى ايشان شفا طلب مىنمودى ، و طبيبان بر سر ايشان حاضر مىكردى ، و اشفاق و مهربانى تو هيچ نفعى به ايشان نبخشيد . و چندانكه حيله كردى به مطلب خود نرسيدى ، و چندانكه سعى كردى ايشان را از چنگ اجل رها نتوانستى كرد ، پس دنيا كى تو را فريب داده است ، و حال آنكه آن بيمار را مثلى براى تو گردانيد كه تو از حال او بر حال خود آگاه شوى ، و از نفع نكردن چاره و تدبير در حال او بر حال خود پند گيرى ، و به مردن او مردن خود را به ياد آورى . به درستى كه دنيا نيكو خانهاى است براى كسى كه پندهاى او را باور كند ، و خانهء عافيت است براى كسى كه در احوال آن تدبّر نمايد و بفهمد ، و خانهء توانگرى است براى كسى كه توشهء آخرت خود را از آن برگيرد ، و محلّ تنبّه و آگاهى است براى كسى كه از اوضاع آن پند گيرد ، دنيا محلّ پيغمبران خداست ، و وحيهاى الهى در اينجا نازل شد ، و ملائكهء حقتعالى در اين خانه عبادت كردهاند ، و دوستان خدا در اين نشأه خدا را پرستيدهاند و به رتبهء محبّت فائز شدهاند ، و بندگان خالص خدا در دنيا سوداگريها كردهاند ، و به اعمال خود رحمت الهى را خريدهاند ، و بهشت را به سود سوداهاى خود بردهاند . پس كى مذمّت دنيا مىتواند كرد و حال آنكه پيوسته مردم را از جدائى خود خبر مىدهد ، و به آواز بلند نداى نيستى و فناى خود را در ميان مردم مىزند ، و بديهاى خود را و اهلش را براى مردم به زبان حال بيان مىكند ، و به بلاها و دردها و مشقّتهاى خود بلاهاى آخرت را براى مردم مثل مىزند ، و به لذّتها و شاديهاى خود عيشها و راحتهاى آخرت را به مردم مىشناساند ، و ايشان را مشتاق آنها مىگرداند ، پسين كسى را به عافيت مىدارد و صبح به مصيبت و محنت مىاندازد ، گاه امّيدوار مىكند و گاه مىترساند ، گاه تخويف مىنمايد و گاه حذر مىفرمايد ،