العلامة المجلسي

441

عين الحيات ( فارسى )

ابدى گرفتار شد ، و گناه كشندگان را تا روز قيامت بر خود لازم گردانيد . پس از خدا بترسيد ، و دشمنى با نعمتهاى خدا مكنيد ، و حسد مبريد بر فضل صاحبان فضل ، و عبر بگيريد به آنچه رسيد به متكبّران امّتهاى پيش از غضبها و عذابهاى الهى ، و پند بگيريد از قبرهاى ايشان كه روها و پهلوهاى ايشان را به خاك گذاشته‌اند ، و پناه بگيريد به خدا از چيزهائى كه موجب كبر است ، چنانچه از بلاهاى دهر پناه مىگيريد . به درستى كه اگر خدا رخصت تكبّر براى احدى از خلقش مىداد ، هر آينده از براى پيغمبران و رسولانش رخصت مىفرمود ، و ليكن حق سبحانه و تعالى تكبّر را از براى ايشان نپسنديده ، و تواضع و فروتنى از براى ايشان پسنديده ، پهلوهاى روى خود را بر زمين مىگذاشتند ، و روى خود را نزد خدا بر خاك مىماليدند ، و بال مرحمت و مسكنت براى مؤمنان مىگسترانيدند . و جماعتى بودند كه در زمين ايشان را ضعيف مىشمردند ، و خدا ايشان را ممتحن ساخته بود به گرسنگى ، و مبتلا ساخته بود به مشقّتها ، و به محنت مىداشت ايشان را بترس و بيم از دشمنان ، و در بوتهء مكروهات ايشان را مصفّى و خالص مىگردانيد ، پس خوشنودى و غضب خدا را از مردم به بسيارى مال و فرزندان مىدانيد ؛ زيرا كه غنا و توانگرى فتنهء الهى است ، و فقر و درويشى امتحان خداست ، به درستى كه حق‌تعالى امتحان مىفرمايد بندگان متكبّرش را به دوستان خود كه در نظر ضعيف و حقير مىنمايند . و به تحقيق كه موسى بن عمران و برادرش هارون داخل شدند بر فرعون ، و پيراهن‌هاى پشم پوشيده بودند ، و عصاها در دست داشتند ، پس شرط كردند از براى او كه اگر مسلمان شود ملكش باقى و عزّتش دائمى باشد ، فرعون گفت : تعجّب نمىكنيد از اين دو مرد ضعيف كه از براى من شرط دوام عزّت و بقاى ملك