العلامة المجلسي
425
عين الحيات ( فارسى )
فصل هفتم در بيان مذمّت حسد است كه منشأ اصلى غيبت در اكثر ناس همين است . بدان كه حسد بدترين صفات ذميمهء نفسانى است ، و اوّل معصيتى كه حقتعالى را در زمين كردند معصيت شيطان بود كه باعثش حسد بود . و مشهور اين است كه اظهارش از گناهان كبيره است ، و منافى عدالت است ، و اصلش از گناهان قلب و امراض نفس است ، و آدمى در دنيا نيز به اصل اين خصلت معذّب است ، و اكثر ملكات بد چنين است كه آدمى قطع نظر از عقوبت آخرت در دنيا نيز به آن معذّب است . و حسد آن است كه زوال نعمت را از محسود خواهد ، و اگر از براى خود مثل آنچه او دارد يا بيشتر خواهد و از داشتن او مضايقه نداشته باشد اين غبطه است ، و اگر در صفات حسنه باشد ممدوح است ، و صاحب حسد چون زوال نعمت را از محسود مىخواهد ، هركس را كه در نعمتى مىبيند آزرده است از اينكه اين نعمت را او چرا دارد ، و اين ممكن نيست كه نعمت خدا را از همه كس بر طرف شود ؛ لهذا او هميشه از خلق بد خود در شكنجه و محنت است . و همچنين صاحب حرص مىخواهد كه جميع مالهاى عالم از او باشد ، و اين مطلب هرگز او را ميسّر نيست ؛ لهذا پيوسته در الم است و صاحب خلق بد پيوسته با خلق در منازعه است ، و اين ميسّر نمىشود كه هميشه او غالب باشد ؛ لهذا پيوسته در تعب است ، و جميع اخلاق سيّئه چنيناند . و صاحب حسد بايد تفكّر نمايد كه صاحبان نعمتها از مقدار او چيزى كم نكردهاند ، و خداوندى كه آن نعمتها را به آنها داده است قادر است كه اضعاف آن نعمتها را به او دهد بىآنكه از آنها چيزى كم كند ، و بداند كه خير او در آنها نبوده كه به او نداده است ، و اگر به او ميداد از براى او و بال بود ، و فكر كند كه اين حسد بردن