العلامة المجلسي

352

عين الحيات ( فارسى )

بعد از آن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : فراش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله عبائى بود ، و بالش تكيه حضرت پوستى بود كه در ميانش ليف خرما پر كرده بودند ، شبى آن عبا را دوته كردند براى آن حضرت كه راحت بيشتر باشد ، چون صبح شد فرمود : ديشب به سبب نرمى فراش دير به نماز برخاستم ، ديگر يكته بيندازيد « 1 » . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چه محنتها از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و از صحابهء خود كشيدند ، و در هنگام قدرت از همه عفو فرمودند ، چنانچه در جنگ جمل همه شمشير به رويش كشيدند و اصحابش را كشتند و مجروح كردند ، و همين‌كه دست بر ايشان يافت عفو فرمود ، و عايشه را با نهايت حرمت به مدينه فرستاد ، و هفتاد زن با عايشه همراه كرد ، و مروان بن الحكم را با آن آزارها كه به آن حضرت رسانيده بود رها كرد ، و عبد اللّه بن زبير را با آن شدّت عداوت و آزارها كه به آن جناب رساند و هرزه‌ها كه گفت بعد از اسير شدن رها كرد . و همچنين در باب اصحاب نهروان و غير ايشان بعد از ضربت زدن ابن ملجم او را به كشتن امر نفرمودند ، و حضرت امام حسن عليه السّلام را وصيّت فرمود كه او را يك ضربت بيش مزنيد ، و گوش و بينى او را مبريد ، و از طعام و آبى كه من مىخورم به او بدهيد ، و چندين هزار خارجى در ميان اصحابش بودند ، و آن مفخر اهل ايمان را به كفر علانيه نسبت مىدادند ، و كنايه‌ها مىگفتند ، و عفو مىفرمود و متعرّض ايشان نمىشد . و نقل كرده‌اند كه : روزى آن حضرت در بازار خرمافروشان مىگذشتند ، كنيزكى را ديدند گريه مىكند ، پرسيدند : چرا گريه مىكنى ؟ گفت : مولاى من مرا فرستاده بود يك درهم خرما بخرم و از اين مرد خريدم ، و چون بردم ايشان نپسنديدند ،

--> ( 1 ) بحار الانوار 16 / 216 - 217 ح 5 .