العلامة المجلسي
25
عين الحيات ( فارسى )
جملهء صدّيقان است ، و از شيعهء خاصّ حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است ، و به درستى كه پدرى و پسرى از مؤمنان به خانهء حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد شدند ، پس برخاستند و ايشان را گرامى داشتند ، و در صدر مجلس ايشان را جا دادند ، و نزد ايشان نشستند ، و فرمودند طعامى براى ايشان حاضر كردند . چون ايشان تناول كردند قنبر طشت و ابريق چوبى آورد ، و دستمالى كه دست را خشك كنند ، پس حضرت برخاستند و ابريق را گرفتند كه آب بر دست پدر بريزند ، او بر خاك افتاد و گفت : يا امير المؤمنين چگونه من راضى شوم كه خدا ببيند تو آب بر دست من بريزى ، حضرت فرمود : بنشين و دست بشو كه مىخواهم خدا ببيند كه برادر مؤمن تو خدمت مىكند تو را تا حق تعالى او را در بهشت كرامت فرمايد مثل ده برابر اهل دنيا از خدمتكاران و غلامان ، پس آن مرد نشست حضرت فرمود : قسم مىدهم تو را به حقّ عظيمى كه بر تو دارم با اطمينان خاطر دست بشوئى ، چنانچه اگر قنبر دست تو را مىشست مطمئن مىبودى . پس چون حضرت فارغ شدند ابريق را به محمّد بن حنفيه دادند ، و فرمودند : اى فرزند اگر اين پسر با پدرش همراه نمىبود آب بر دست او مىريختم ، و ليكن خدا راضى نيست كه پدر و پسر را حرمت مساوى دانند چون با يكديگر باشند ، چون پدر آب بر دست پدر ريخت بايد پسر بر دست پسر بريزد ، محمّد بن حنفيّه آب بر دست پسر ريخت ، پس حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود : هركه متابعت امير المؤمنين عليه السّلام كند در اين باب شيعهء اوست حقا « 1 » . و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : جامهء حضرت رسالت پناهى كهنه شده بود ، شخصى دوازده درهم به خدمت آن حضرت آورد به
--> ( 1 ) بحار الانوار 75 / 117 - 118 ح 1 .