العلامة المجلسي

151

عين الحيات ( فارسى )

معانقه فرمودند ، و چون حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مبعوث شدند مصافحه مقرّر شد « 1 » . وجه چهارم : آن است كه حق سبحانه و تعالى بعضى از بندگان را كه حاجتى طلبند و صلاح ايشان در آن نباشد ، اضعاف مضاعفهء آن حاجت را در دنيا و آخرت به ايشان كرامت مىفرمايد ، پس دعاى ايشان را رد نفرموده ، و حاجت ايشان را بر وجه اكمل روا كرده ، چنانچه اگر كسى از پادشاه فلسى طلب نمايد ، و آن پادشاه در عوض جواهرى به او عطا كند كه صد هزار تومان قيمت آن باشد ، هيچ عاقل نمىگويد حاجت او را رد كرده است ، بلكه او را مدح مىكند كه اضعاف آنچه آن سائل طلبيده به او عطا فرموده . پس در پيشگاه پادشاه پادشاهان اين گدايان جاهل و سائلان نادان مطالب خسيسه را منظور نظر خود مىگردانند ، و از حق‌تعالى سؤال مىنمايند ، و آن كريم على الاطلاق نعمتهاى بىانتها و رحمتهاى بىحدّ و احصا در برابر عطا مىفرمايد ، و قدر آنها را نمىدانند ، و از عدم حصول آن مطلب خسيس شكايت نمىنمايند ، امّا آنچه در آخرت به ايشان كرامت مىفرمايد درجات رفيعه و مراتب عاليه بهشت است ، كه نامزد محرومان حاجت دنيا و ناكامان عرصهء نيستى و فنا نموده . چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : گاه هست بنده‌اى در حاجتى خدا را مىخواند ، و حق‌تعالى مىفرمايد : اجابت دعاى او را تأخير كنيد كه من مشتاق آواز و دعاى اويم ، پس چون روز قيامت مىشود حق‌تعالى مىفرمايد : اى بندهء من مرا خواندى در دنيا و اجابت تو را تأخير كردم ، و فلان ثواب را به عوض براى تو مقرّر ساخته‌ام ، و در فلان حاجت ديگر مرا خواندى و اجابت تو را تأخير كردم ، و فلان ثواب عظيم را به تو دادم ، پس آن مؤمن از بسيارى عطاها

--> ( 1 ) بحار الانوار 93 / 369 ح 5 .