العلامة المجلسي
96
عين الحيات ( فارسى )
نسبت مىدهند ، و عبادت ايشان به رقص كردن است ، و دست برهم زدن و غنا و خوانندگىكردن ، و خدا عيب كرده و تشنيع فرموده بر كفّار در اين اعمال كه ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً « 1 » يعنى : نبود نماز يا دعاى مشركان نزد خانه كعبه مگر صفير زدن و دست بر دست زدن ، و چه غفلت و گمراهى از اين بالاتر مىباشد كه كسى تبرّك جويد به جماعتى كه عبادت كنند خدا را به عبادتى كه خدا كفّار را بر آن عيب گرفته ، بلى ديدهء ظاهر ايشان كور نيست ديدهء دل ايشان كور است . و من ديدم جماعتى از صوفيّه را در روضهء حضرت امام حسين عليه السّلام كه ايشان نماز شام گذاردند به غير از يك نفر از ايشان كه او نماز نكرد و نشسته بود ، بعد از ساعتى آن جماعت نماز خفتن را كردند ، و آن شخص نكرد ، از يكى از ايشان سؤال كردم كه اين شخص چرا نماز نكرد ؟ گفت : او چه احتياج دارد به نماز ، او به خدا و اصل شده است ، آيا جايز است كسى كه به خدا و اصل شده ميان خود و خدا حاجبى قرار دهد ؟ و نماز حاجب است ميان بنده و خدا ، پس بنگر اى عاقل و تفكّر نما در حال اين جماعت كه اعتقاد ايشان در باب خدا آن است كه دانستى ، و عبادت ايشان آن است كه گفتم ، و عذر ايشان را در ترك نماز شنيدى ، و با اين اعتقادات و اعمال ايشان را از ابدال مىدانند ، با آنكه جاهلترين جهّالند ، تا اينجا ترجمهء كلام علامه رضوان اللّه عليه بود « 2 » . و در اين زمان نيز بسيارى از اين مزخرفات از ايشان مىشنوم ، و اين مضامين را در شعرهاى عاشقانه بستند ، و به دست جلفى چند دادند كه ايشان خوانند ، و دست برهم زنند ، و فرياد كنند ، و بدعتى چند كه انشاء اللّه بعد از اين بيان خواهد شد كنند ، و عبادتش نام نهند ، آخر چرا بر خود رحم نمىكنى ، و دين خود كه در او
--> ( 1 ) سورهء انفال : 35 . ( 2 ) نهج الحق و كشف الصدق ص 58 - 59 .