العلامة المجلسي

65

عين الحيات ( فارسى )

پادشاهى خوان نقلى در پيش خود گذارد ، و بار عام دهد ، و هركسى را يك نقل عطا كند ، آن گداى در يوزه‌گرد كه همّت او همين نقل گرفتن است ، همين لذّت ماليّت اين نقل را مىيابد ، و شادى كه دارد از همين است كه اگر اين را نمىگرفتم فلسى به بهايش مىبايست داد و خريد و كام خود را شيرين كرد . اگر قنّادى هم نقل را به او دهد همان فرح او را حاصل مىشود . و يكى از اوساط ناس كه اين را مىگيرد از اين معنى هم التذاذى دارد ، كه پادشاه مرا طلبيده و نقل به من داد . و كسى از ارباب مناصب جزوى كه مىگيرد ، چون به كارش مىآيد در استقلال منصبش بيشتر محفوظ مىشود ، تا به مرتبهء آن مقرّبى مىرسد كه لذّت قرب و انس پادشاه را يافته ، اين لطف نزد او با ملك دنيا برابر است ، با آنكه در خانهء خود اگر انواع تنقّلات باشد نگاه نمىكند . و اين مراتب در نعمتهاى دنيا نيز مىباشد ، كه شكم‌پرستان لذّت جسمانى مىبرند ، و مقرّبان لذّت معنوى ، و توجه دوست از آن مىيابند ، لهذا دردها و المهائى كه از جانب دوست به ايشان مىرسد از انگبين در كام جان ايشان شيرين‌تر است . و چنانچه در اين مايده‌هاى جسمانى اين تفاوت مراتب مىباشد ، در مايده‌هاى روحانى نيز اضعاف اين مىباشد ، چنانچه آيات قرآنى موايد علوم ربّانى است ، هركس را درخور فهم خود از آن بهره‌اى است كه ديگرى را از آن خبر نيست ، اى عزيز هركه كامل است ، بهرهء او از همه چيز كامل است ، و ناقص از كمال هر نعمتى محروم است ، فقير خداشناس از لقمهء نانى خشك لذّتى مىبرد كه غنى بىمعرفت از الوان نعمتهاى خود نمىبرد ، و همچنين آلام عذابهاى الهى بر اين قياس است ، اگر بر فرض محال دوست خدا را به جهنّم برند از آتش حرمان مىسوزد نه از آتش سوزان ، چون جهنّم جاى محرومان و سراى مهجوران است ، تضرّع و استغاثه مىنمايد ، و از آن گريزان است .