العلامة المجلسي
58
عين الحيات ( فارسى )
كه : يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ « 1 » يعنى : خدا ايشان را دوست مىدارد ، و ايشان خدا را دوست مىدارند . و هرگاه محبّت كسى در دل قرار گرفت ، و كارفرماى بدن او شد ، ديگر باعث اعمال او به غير محبّت چيزى نيست ، و به غير رضاى محبوب چيزى نمىخواهد ، و اگر در بهشت باشد و رضاى محبوب نباشد آن را جهنّم خود مىداند ، و اگر در جهنّم باشد و به رضاى دوست باشد آتش را گل و ريحان مىداند ، چنانچه حضرت خليل الرحمن در مقام خلّت و محبّت آتش نمرود چون به رضاى دوست بود ، در نظر او از گل و لاله خوشنماتر بود ، و به اين سبب خدا آتش را براى او باغ و بوستان كرد ، و اگر ريحان نمىشد هم در نظر او از شقايق و ارغوان بهتر مىنمود . نمىبينى كه جاهلى در عشق مجاز به مرتبهاى مىرسد كه اگر عبادت مىكند معشوق را مىخواهد ، و اگر معصيت مىكند براى معشوق مىكند ، و در خدمت معشوق هرگز به خاطر او نمىرسد كه از او نفعى به من خواهد رسيد ، يا زرى به من خواهد بخشيد ، و اگر به بازار مىرود براى اين مىرود كه شايد او را ببيند ، و اگر به باغ مىرود به ياد او مىرود ، و محرّك او در جميع كارها همان محبّت فاسد است ، همچنين محبّت محبوب حقيقى بر كسى كه غالب شد جميع كارهاى او منوط به همان محبّت است ، و بهشت و دوزخ در آن مقام منظور نيست ، بلكه بهشت را براى اين مىخواهد كه دوست آن را مىخواهد ، و جهنّم را براى آن دشمن مىدارد كه دوست آن را نمىخواهد . چنانچه امام المحبّين امير المؤمنين عليه السّلام در دعاى كميل مىفرمايد كه : الهى اگر مرا به جهنّم درآورى و از دوستان خود جدا گردانى ، اگر بر عذاب صبر كنم ، چگونه
--> ( 1 ) سورهء مائده : 54 .