العلامة المجلسي
51
عين الحيات ( فارسى )
جناب اقدس ربّانى ، و تفكّر در فناى اين نشأهء فانى ، و بىاعتبارى مال و جاه و اعتبارات آن ، و در اينكه كسى بدون اعانت الهى قادر بر نفع اين كس نيست ، و تفكّر در عظمت عقوبات و وسعت رحمت و مثوبات الهى ، تا آنكه آن مطلب عظيمه در نظرش عظيم شود ، و مطالب سهل بدى و حقارتش بر او منكشف گردد ، و الّا با وجود اين شهوات در نفس اخلاص ميسّر نيست . چنانچه نقل كردهاند كه : شخصى در پاى درختى نشسته بود ، و مىخواست مشغول ذكر باشد ، و با حضور قلب عبادت كند ، جانورى چند بر درخت جمع شدند ، و آوازها بلند كردند ، از حضور قلب بازماند ، و برخاست متوجّه دفع ايشان شد ، چون مشغول شد باز جمع شدند ، و چندانكه ايشان را مىراند فايده نمىكرد ، شخصى رسيد گفت : اى برادر تا اين درخت باقى است از اين جانوران خلاصى ممكن نيست ، و اگر خلاصى مىخواهى درخت را بركن ، چنين كرد فارغ شد . همچنين در دل آدمى تا درخت محبّت دنيا و غير آن ريشه دارد ، مرغان خواهشها و خيالات را دفع نمىتوان كرد . و امّا اغراض صحيحه يك درجه از درجه اوساط ناس است ، و نهايت مرتبهء اخلاص ايشان آن است كه عمل خود را از ملاحظهء زيد و عمرو و تحصيل مال و منصب مبرّا ساخته ، غرض اخروى منظور ايشان باشد ، و گاه در مقام خوفند ، و خوف عظيم بر ايشان غالب است ، و براى طمع بهشت عبادت مىكنند ، اگر چه خلافى هست در اينكه آيا عبادت ايشان با اين نيّت صحيح است يا نه ؟ امّا حق اين است كه صحيح است ، خصوصا وقتى كه منضم باشد با يكى از معانى كه بعد از اين مذكور خواهد شد ، و بنابر تحقيقى كه گذشت كه به محض خطور به آن نيّت درست نمىشود ، معلوم است كه تكليف گذشتن از اين مرتبه نسبت به غالب ناس تكليف ما لا يطاق است .