العلامة المجلسي
46
عين الحيات ( فارسى )
شود ، و در خاطر بگذراند كه نماز واجب پيشين مىگذارم از براى رضاى خدا ، و جميع اعمال نماز را بهجا آورد ، با آنكه نيّت به آن معنى را با جميع افعال صلاة به جا آورده ، البته نماز او باطل است ، پس معلوم شد كه آن نيّت نيست و نفعى ندارد . بلكه تحقّق معنى نيّت آن است كه بر دو معنى اطلاق مىتوان كرد ، كه هر دو در كار است ، و يكى در غايت آسانى است ، و ديگرى در نهايت دشوارى . اما اوّل عبارت از آن است كه : مقارن فعل قصد كردن خصوص آن فعل داشته باشد ، و از روى سهو و غفلت بهجا نياورد ، مثل آنكه شخصى به قصد غسل جنابت به حمّام رود ، و در حمام فراموش كند كه جنب است ، و به قصد ديگر سر به آب فروبرد و بيرون آيد ، اين شخص نيّت غسل نكرده ، و آن سر به آب فروبردن او غسل جنابت نيست ، و اگر به خاطر داشت و به اين قصد سر فروبرد و غسل كرده ، و نيّت داشته هرچند به لفظ درنياورد ، و آن معانى به خاطر نگذراند ، و نيّت به اين معنى بسيار نادر است كه كسى از آن خالى باشد ، چنانچه بعضى از محقّقين گفتهاند كه : اگر ما را تكليف مىكردند كه افعال را بىنيّت بكنيم تكليف ما لا يطاق بود . و اما دوّم پس آن عبارت است : از غرض و علّت و باعثى كه آدمى را محرّك و داعى بر فعل است ، و افعال اختياريّه عقلا از اين خالى نمىباشد ، مثل آنكه شخصى متوجّه بازار مىشود و از او مىپرسى كه به كجا مىروى ؟ مىگويد كه : به بازار مىروم ، اين نيّت به معنى اوّل است كه در نفس او هست ، و بعد از سؤال اظهار مىنمايد ، و اگر بگويد كه به جاى ديگر مىروم دروغ گفته ، و از خلاف نيّت خود خبر داده ، و بعد از آنكه از او مىپرسى كه چرا به بازار مىروى ؟ مىگويد : مىروم كه متاع بگيرم ، اين نيّت به معنى دوّمى است ، زيرا چيزى كه باعث حركت او شده است همين امر است ، و اصل اين نيّت مشكل نيست .