العلامة المجلسي

34

عين الحيات ( فارسى )

شود ، اين گروه مردم را به سوى دنيا خواندند ، و مردم ايشان را اجابت نمودند ، و دين خود را به ايشان بخشيدند ، پس زيانكار دنيا و آخرت شدند ، و اين است خسران عظيم . پس ابو ذر رضوان اللّه عليه در جواب ايشان گفت كه : بر شما باد سلام و رحمت و بركتهاى الهى پدرم و مادرم فداى اين صورتها باد كه مىبينم به درستى كه هرگاه كه شما را مىبينم حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را به خاطر مىآورم ، و مرا در مدينه كارى و انسى به غير از شما نيست ، و بودن من در مدينه بر عثمان گران آمد ، همچنان كه بودن من در شام بر معاويه دشوار بود ، عثمان سوگند خورد كه مرا از مدينه به شهرى از شهرها فرستد ، از او درخواستم كه مرا به كوفه فرستد ، ترسيد كه من مردم كوفه را بر برادرش بشورانم قبول نكرد ، و قسم ياد كرد كه مرا به جائى فرستد كه در آنجا مرا مونسى نباشد ، و آواز دوستى به گوش من نرسد ، و اللّه كه به غير خداوند خود انيسى و مصاحبى نمىخواهم ، و چون خدا با من است از تنهائى پروا ندارم ، او مرا در جميع امور كافى است ، و خداوندى به جز او نيست ، بر او توكّل دارم ، و اوست خداوند عرش عظيم ، و بر همه چيز قادر و تواناست ، و صلوات بر محمّد و اهل بيت طاهرين و طيّبين او باد « 1 » . على بن ابراهيم روايت كرده كه : ابو ذر را پسرى بود نامش ذر ، و در ربذه وفات كرد ، ابو ذر چون او را دفن كرد بر سر قبر وى ايستاد ، پس دست بر قبر وى نهاد و گفت : اى ذر خدا تو را رحم كند ، به درستى كه خوش‌خلق و نيكوكردار بودى به پدر و مادر ، و چون از دنيا رفتى من از تو راضى بودم ، بر من از رفتن تو نقصى راه نيافته ، و مرا به غير حق‌تعالى حاجتى نيست ، و از ديگرى امّيد نفعى ندارم ، كه از

--> ( 1 ) بحار الانوار 22 / 434 - 437 ح 48 .