العلامة المجلسي

123

عين الحيات ( فارسى )

عالميان به اين معنى محال است كه او را ادراك توان نمود ، چنانچه مىگويند كه : لطف عنّي هذا الأمر . يعنى : پى نبردم به فلان امر ، پس لطيف بودن الهى عبارت از اين است كه او را به حدّى و اندازه‌اى و تعريفى نمىتوان يافت ، و به هيچ صفتى او را وصف نمىتوان نمود . و خبير در مخلوق آن است كه از تجربهء علمى آموخته باشد ، و خبير در باب خدا آن است كه هميشه به جميع جزئيّات عالم باشد . و ظاهر در مخلوقين بر چيزى اطلاق مىنمايند كه بر بالاى چيزى برآمده باشد ، و خدا ظاهر است به اين معنى كه غالب است بر جميع اشياء ، و همگى مقهور قدرت اويند ، چنانچه عرب مىگويد كه : ظهرت على أعدائي . يعنى : بر دشمن غالب شدم ، و به معنى ديگر خدا را ظاهر مىنامند كه وجودش از همه چيز ظاهرتر است ، و چه چيز از خدا ظاهرتر مىباشد كه در هر چيز كه نظر مىكنى صنعت او را مشاهده مىنمائى ، و آثار قدرتش در تو آن‌قدر هست كه تو را بس است ، و ظاهر به اين معنى كه در مخلوق مىگويند آن است كه خودش را توان ديد ، يا ذاتش را به حدّى توان شناخت ، و اين معنى بر خدا محال است . و در مخلوق امرى را باطن مىگويند كه در ميان چيزى فرورفته باشد ، و در زير چيزى پنهان شده باشد ، و در خدا به اين معنى است كه علم و حفظ و تدبيرش به باطن همه چيز سرايت كرده است ، چنانچه عرب مىگويد كه أبطنته ، يعنى باطن او را دانستم . و قاهر در مخلوق آن است كه به سعى و مكر و حيله و اسباب و آلات بر كسى غالب شود ، و گاه هست همان غالب مغلوب مىشود ، و در خدا به اين معنى است كه فاعل و خالق جميع اشياء است ، و همه مقهور و مغلوب قدرت اويند ، و هرچه نسبت به ايشان اراده نمايد به عمل مىآيد ، و آنچه را بگويد باش مىباشد ، و آنچه