العلامة المجلسي

112

عين الحيات ( فارسى )

اصل ششم در بقاى حق‌تعالى آنكه حق‌تعالى باقى است ، و فنا و عدم بر او محال است ، و بقاى او غايتى ندارد ، و بيان اين معنى سابقا ذكر شد ، و كسى توهّم نكند كه چون بهشت و جهنّم و اهل هر دو هميشه باقى خواهند بود ، پس اين صفت به خدا اختصاص ندارد ؛ زيرا كه بقاى الهى به ذات خود است ، و بقاى ايشان به غير ، و بقاى الهى بر يك صفت و حالت است ، و هيچ تغيير در او نيست ، و بقاى ديگران با انواع تغيّرات و تبدّلات است . چنانچه منقول است كه عبد اللّه بن أبى يعفور از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد از تفسير اين آيه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ « 1 » گفت كه : اوّل را دانستم بيان معنى آخر بفرما ، حضرت فرمود : هيچ‌چيز نيست مگر اينكه كهنه مىشود و متغيّر مىگردد ، و يك نحو زوالى در او راه مىيابد ، و از رنگى به رنگى متغيّر مىشود ، و از هيئتى به هيئتى مىگردد ، و از صفتى به صفتى انتقال مىنمايد ، و نقصان و زيادتى بر آن طارى مىشود ، مگر خداوند عالم كه هميشه واحد و يگانه بوده ، و بر يك حال بوده ، و اوّل است پيش از همهء اشيا ، و آخر است ، و هميشه خواهد بود ، و صفات و نامهاى مختلف بر او وارد نمىشود ، چنانچه بر ديگران مىشود ، مثل آدمى كه يك مرتبه خاك است ، و يك مرتبه گوشت و خون است ، و يك مرتبه استخوان پوسيده است ، و مانند خرما كه يك مرتبه غوره است ، و يك مرتبه تمر است ، پس اسما و

--> ( 1 ) سورهء حديد : 3 .