العلامة المجلسي
104
عين الحيات ( فارسى )
بينائى اويم ، و من شنوائى اويم ، چه معنى دارد ، و در اخبار عامّه به اين عبارت واقع شده است كه : بي يسمع ، و بي يبصر ، و بي يمشي ، و بي ينطق . يعنى چون به اين مرتبه رسيد به من مىشنود ، و به من مىبيند ، و به من راه مىرود ، و به من سخن مىگويد ، يعنى جميع اين امور را به استعانت و قوّت و توفيق من بهجا مىآورد . و از اينجا معلوم شد ، كه اين معنى مخصوص مقرّبان است ، و آن معنى باطلى است كه ايشان مىگويند ، و در هر خس و خاشاكى مىباشد ، و اگر خدا توفيق دهد از آنچه مذكور شد معنى تخلّق به اخلاق الهى را مىتوانى فهميد ، و تشبيهى كه بعضى كردهاند بلاتشبيه از بابت آهنى مىشود كه در ميان آتش سرخ كردهاند ، گمان مىكنى كه آتش است اما آتش نيست به رنگ آتش برآمده است . بلاتشبيه خدا از صفات كمال خود صفتى چند بر او فايض ساخته ، كه يك نوع آشنائى به آن صفات به هم رسانيده ، هرچند علم تو همه جهل است ، امّا كمالى كه دارد از پرتو علم كيست ؟ و از كه اين علم به تو رسيده ؟ ذرّهاى از علم غير متناهى حقّ است كه جميع علما را به خروش آورده ، و ذرّهاى از قدرت اوست كه به پادشاهان عالم داده ، كوس لمن الملك مىزنند ، و قطرهاى از بحر كمالات اوست كه جميع عالميان به آن دعواى كمال مىكنند ، و ليكن كمالات انسانى دو جهت مىدارد : جهت كمالى مىدارد ، و جهت نقص و عجزى مىدارد ، جهت كمالش از اوست و جهت نقصش از خود است . زياده از اين بيان در اين مقام گنجايش ندارد ، خدا جميع شيعيان را از وساوس شياطين جنّ و انس نجات دهد ، و به عين الحياة تحقيق حق برساند به حقّ محمّد و أهل بيت او صلوات اللّه عليهم أجمعين .