مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
468
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
البُلْه » « 1 » و حضرت مىفرمايد كه اين مؤمنانِ تارك دنيا كه مردم ايشان [ را ] ديوانه مىخوانند ، محبّت الهى ايشان را بى پروا ساخته از شغل به غير خدا . خوشا [ حال ] چنين ديوانگى . « ديوانه هر كه مىشود اين طور عاقل است » . و چه خوب فرموده عارف به اسرار جَلىّ و خفىّ مولانا سحابىِ نجفى . « 2 » رباعى آگاه بِزىّاى دل و آگاه بمير چون طالب منزلى ، تو در راه بمير عشق است نشان زندگى ورْنِى زينسان كه تويى خواه بزى خواه بمير فرد منكر عشق ار سلامت است ، عجب نيست دهر ، مكافاتِ اين گناه ندارد عرفى آنان كه غم عشق خريدند همه در كوى شهادت آرميدند همه در معركه دو كَوْن فتح از عشق است با آنكه سپاه او شهيدند همه و له با ياد رخش ز ياد ما ، ياد مباد گو هستى ما زبيخ و بنياد مباد هر چند نشد ز عشق شادان نفسى جز عشق نصيب جانِ ناشاد مباد ناصح ! چه پى نصيحت ما گردى وقت است كزين راه غلط واگردى دستار ز سر نهى و عاشق بشوى گِردِ سَرِ معجر « 3 » زليخا گردى
--> « 1 » بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 128 . « 2 » الف و ب : اصل مولانا سحابى قدس سره ، استرآبادى بوده و از مقيمان نجف اشرف شده ( منه مدّ ظلَّه العالى ) . « 3 » در نسخهء چاپى متأسفانه به جاى « گِرْدِ سَرِ معجز » « گرْ دست به مِعْجَرِ » ضبط شده است كه مطابق نسخهء ب نيز نيست .