مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

309

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

خلق او چون عالم مشرب وسيع نكته سنجيهاى او نقش بديع اى خدا تا آفتاب خاورى گُل كند در گنبد نيلوفرى شاهد مقصود همدوشش بود ساغر وحدت همه نوشش بود چنين فيلسوفى كه شنيدى و حكيم دانش پژوهى كه ديدى ، به التماس گروهى سرمستانِ جرعهء ديدار ، و دريا كشان نشأهء سرشار ، كتابى تصنيف نمود كه شيرازهء اجزايش اگر از تار زلف چِليپاى « 1 » حوران قاصرات الطرف « 2 » روضهء خُلْد « 3 » سازند جا دارد . و اگر اوراق آن را از گلهاى رنگارنگ چمن فردوس نمايند مىشايد . ديده وران كوى شطَّاحى را معشوقى است هميشه در بغل ، و منشيان دفترخانهء قلاشى را تصديقى است مسجّل ، زاهدوَشان خشكسال انسانيت را رگ ابر مطرى است گوهر بار ، و صوفى وشان شوخ را سحرِ حلالى است سامرى كردار . لمؤلفه روستايى آمده در شهر بند معنىاش زاهدان خشك از تردامنيهاى خيال قاصرات الطرف حوران بيانش آمده در نظر صوفى وشان شوخ را سحر حلال الفاظ و عباراتش ، رقم نسخ بر معنى بنديهاى سحبان كشيده و از معانى و بيانش نگارنده نقاشان مانى فريب ، انگشت حيرت به دندان گزيده . هر جزو از آن در نزد اشاره فهمان ، كلَّى است موشّح به چند دليل ، و هر فرعى از آن در

--> « 1 » چليپا : كنايه از زلف معشوق . « 2 » اقتباس از آيهء 56 سورهء الرّحمن ( 55 ) و آيهء 52 سورهء ص ( 38 ) . « 3 » روضهء خلد : بهشت برين .