مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
301
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
را رقمِ محبّت خود كه مضمونش * ( « خَسِرَ الدُّنْيا وَالآخِرَةَ » ) * « 1 » است بجاى خط سرنوشت برناصيه و وَجَنات احوالشان نوشته تخمِ سوداى عشق خود مانند سويدا در زمين دلِ ايشان كِشْته كه * ( « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه » ) * . « 2 » در راه معرفتش عقل دور انديش ، فريب خوردهء غولِ بيابانِ براهينِ قاطعِ حكيم ، و نتايج ابكار « 3 » افكارش متزلزل صد هزار اميد و بيم . جامى عقل بگذار كان عقيلهء تُسْت دانهء مكر و دام ، حيلهء تُسْت بيت از همرهى عقل بجايى نرسيديم اى عشق بيا راهنما بلكه تو باشى لمؤلفه نه عقل در اين راه و نه زر مىبايد نه دين و نه دل نه ترك سر مىبايد رمزيست كه نه تو دانى و نه مفتى شهر عشقى سرشار و چشمِ تر مىبايد ثنا و ستايش مصوّرى را كه گلبرگ چهرهء لاله رويان خطايى « 4 » نژاد ، و سروِ سَهىْ « 5 » قامتِ عنبرين مويانِ آذرى نهاد را در چمن روزگار ، شيوهء جلوه گرى چنان داده كه در هيچ ديرى و بتخانهاى نيست كه از تاب شعلهء شمع عارض فرنگىوشى شيخ صنعان صفتى پروانه وار بال و پر جان را نسوخته ، و از شور
--> « 1 » حج ( 22 ) : 11 . « 2 » مائده ( 5 ) : 54 . « 3 » ابْكار : جمع بِكْر ؛ فكر بِكْر : انديشهاى كه پيش از اين در ذهن كسى خطور نكرده باشد . « 4 » خطايى : منسوب به خطا و آن نام شهرى است از تركستان زمينِ مشكخيز ، منسوب به خوبرويان و شاهدان . « 5 » سهى : مستقيم روئيده ، راست رسته .